CRI Online

نگاهی بر نظام آموزشی در چین

GMT+08:00 || 2014-11-04 19:50:28        cri






در سال های اخیر دولت چین توسعه آموزش را در اولویت برنامه های خود قرار داده و در جهت توسعه کشور به سرمایه گذاری در نظام آموزشی مبادرت کرده است. به عنوان مثال طرح آموزش پایه به مدت 9 سال سرمایه گذاری وسیعی در نظام آموزشی است که به واسطه آن شهروندان چینی به آموزش و ادامه تحصیلات خود تشویق می شوند.

به اعتقاد دنگ زیائو پینگ سیاست های آموزشی کشور می باید به برآورده سازی نیازهای آتی جامعه منتهی شود که این مساله خود مستلزم اصلاح ساختار نظام آموزشی است. در حال حاضر اغلب خانواده های چینی در پی فرستادن کودکان خود به کودکستان ها، مدارس ابتدایی و متوسطه معتبر با برنامه درسی و آموزشی مطلوب هستند. هدف خانواده ها از فرستادن کودکان به مهدهای کودک بهره گیری از برنامه های آموزشی مناسب، پرورش توانایی های کودکان به طور طبیعی و تقویت مهارت های ذهنی کودکان است.

از سوی دیگر دولت چین درصدد اجرای طرح هایی در جهت توسعه آموزش در مناطق روستایی چین به منظور راهیابی هر چه بیشتر و افزایش تعداد دانشجویان مناطق فوق در نهادهای آموزشی عالی تا نرخ 15 درصد است.

در سال های اخیر کشور چین تلاش های مستمری در جهت تقویت و افزایش تعداد دانشجویان در دانشگاه ها به عمل آورده است. کشور چین همچنین به لغو محدودیت های مربوط به عدم ازدواج دانشجویان و شرط سنی آن ها مبادرت کرده، از این روی حتی افراد سنی رده 73 سال نیز از حضور در آزمون ورودی دانشگاه ها برخوردار شده و آموزشگاه های عالی اعم از دانشگاه ها و دانشکده های سراسر چین به گشایش درهای خود به روی عموم بدون ملاحظات سنی مبادرت کرده اند. ضمن آن که آموزش های غیردولتی نیز در سال های اخیر تقویت شده و با تصویب وزارت آموزش، بالغ بر 100 مرکز دانشگاهی خصوصی در کشور تاسیس شده است.

از سوی دیگر شورای مشورتی سیاسی خلق چین به درخواست سرمایه لازم برای توسعه و تقویت آموزش و پرورش در نقاط توسعه نیافته غربی و مرکزی کشور از دولت مبادرت کرده است.

شورای مشورتی سیاسی خلق چین که بلند پایه ترین نهاد مشورتی کشور است درصدد توسعه آموزش و پرورش با کمک های دولتی در سطح جامعه است. طبق اساس نامه این شورا آموزش و پرورش در نواحی روستایی باید توسط دولت حمایت و سرمایه گذاری شده و این وظیفه نباید بر دوش کشاورزان قرار گیرد.

محوریت اساسنامه فوق بر ایجاد یک ساختار موثر و باثبات برای تضمین پیشبرد آموزش و پرورش با استفاده از سرمایه های دولتی و تعمیم نظام آموزش پایه در مناطقی است که از وضعیت اقتصادی نابسامانی برخوردارند.

در واقع هدف اصلی این شورا حمایت از کشاورزان و تامین بودجه لازم برای توسعه آموزش در مناطق فقیر نشین و محروم کشور است. بخش آموزش و پرورش کشور چین همچون بخش های اقتصادی و عملی پس از عضویت کشور در سازمان تجارت جهانی بازتر شده و توسعه یافته است به عبارت دیگر آموزش و پرورش، آموزش عالی و موسسه های آموزش فنی به گسترش تبادلات خود با شرکا و همتایان خارجی تمایل دارند.

کمک به نهادها و موسسه های خارجی برای آشنایی هر چه بیشتر سایر کشورها با سیاست های آموزشی و پرورشی چین از جمله اهدافی است که دولت مرکزی قصد دارد با افزایش تبادلات میان چین و کشورهای خارجی به آن دست یابد.

سیاست های مرتبط با سرمایه گذاری خارجیان در مدارس چینی نیز از جمله دیگر اقداماتی است که آموزش و پرورش به دنبال آن است؛ افزون بر این تلاش برای گسترش روابط دو جانبه و چند جانبه در زمینه تعلیم و تربیت و تسریع همکاری میان نهادهای آموزشی و تایید اسناد و مدارک عالی دانشکده ها و دانشگاه های چین و سایر کشورها افزایش یافته است. هدف دیگر جلب و جذب استعدادهای برجسته برای تقویت صنایع با فنون پیشرفته کشور است.

گفتنی است که استعدادهای فوق از سوی دولت، تامین مالی، قانونی و حقوقی می شود تا بتواند نیازهای اقتصادی کشور به ویژه پس از الحاق به سازمان تجارت جهانی را برآورده کند.

دولت مرکزی چین قصد دارد کارکنان دولتی و مدیران و مسوولان اجرایی موسسه ها را با قوانین و مقررات تجارت جهانی آشنایی داده و آن ها را آموزش دهد تا در جهت کاهش فاصله کشور با استانداردهای بین المللی سازمان یاری رسانده باشد.

کشور چین امیدوار است که در این راستا محققین چینی تبار مستقر در سایر کشورها بتوانند در کنار اساتید دانشگاه های داخلی همکاری کرده و بسیاری از انتظارات دولت در زمینه توسعه نظام آموزش و پرورش کشور را برآورده کنند.

متعاقب عضویت کشور چین در سازمان تجارت جهانی زمینه های رقابتی تشدید شده و کشور با چالش ها و فرصت های گوناگونی رو به رو شده است. در این راستا پس از عضویت کشور در سازمان تجارت جهانی جوانان چینی مستقر در شهرهای مختلف کشور به این امید که تعلیم و تربیت بیشتر به افزایش فرصت آن ها برای به دست آوردن شغل های بیشتر و آینده بهتر منجر شود در کلاس های آموزشی و دوره های تربیتی شبانه حضور می یابند.

در حال حاضر اغلب جوانان چینی به غیر از گذراندن دوره های تحصیلی دانشگاهی در کلاس های فوق العاده رشته های مختلفی شرکت کرده و روزهای تعطیل و آخر هفته خود را در کلاس های درسی سپری می کنند.

این پدیده به ویژه در شهرهای بزرگی چون پکن و شانگهای که دوره های آموزشی و آکادمیک فراوانی دارند به چشم می خورد. در اواخر هفته اغلب کلاس های دانشگاه ها و دانشکده های شهرهای بزرگ مملو از دانشجویان پاره وقت است که در جهت بالا بردن سطح تحصیلی و افزایش سطح توانایی رقابتی خود و کسب شغل و برخورداری از آینده بهتر در این دوره ها شرکت می کنند.

از جمله رشته های تحصیلی که دانشکده ها و دانشگاه ها به این گونه افراد ارایه می کنند می توان به رشته های اقتصاد، تجارت، مدیریت مالی، تجارت خارجی و سیاست بین الملل اشاره کرد.

اگرچه تعلیم و تربیت در کشور چین از تاریخ دیرینه ای برخوردار بوده و توجه مردم این کشور به آموزش و پرورش نشات گرفته از حقایق تاریخی و تعالیم شخصیت هایی چون کنفوسیوس است و این بخشی از میراث و ایدئولوژی کنفوسیوس است که از فرهنگ و ذهنیت فرهنگی ملت چین جدایی ناپذیر است با این حال وضعیت جوانان کنونی کاملا با ذهنیت ملی و سنتی گذشته تفاوت داشته و نمی توان حضور جوانان در این دوره های آموزشی را با آن دوران سازگار و بر اساس آن طرز تفکر دانست. نسل جوان امروز چین با پدر و مادرهای خود تفاوت زیادی دارند و حضورشان در کلاس های درس نیز با اهدافی مغایر با خانواده های شان صورت می گیرد.

از جمله مهم ترین مشکلات پیش روی آموزش مقطع پیش دبستانی می توان به افت راندمان نظام آموزش پیش دبستانی اشاره کرد. در قانون آموزش و پرورش چین به طور واضح آمده است که آموزش و پرورش کودکان پیش دبستانی نخستین مرحله آموزش و پرورش و بخش مهمی از برنامه های آموزشی دولت است. این نوع آموزش در برنامه اجرایی ارتقاء آموزش و پرورش چین، در قرن بیست و یک پیش بینی شده و در آن آمده است که آموزش و پرورش کیفی و توانمند باید از مقطع آموزش پیش دبستانی آغاز شود.

این در حالی است که از سال 1995 تا 2001 تعداد مراکز آموزش پیش دبستانی و شمار کودکان تحت تعلیم این مراکز با سیر نزولی رو به رو شده است. تعداد مراکز آموزش پیش دبستانی سراسر چین از 180 هزار به 110 هزار و شمار کودکان در این مراکز نیز از 27.112 میلیون نفر به 20.218 میلیون نفر و نسبت کودکان رده های سنی 3 تا 6 سال از 41 درصد به 34 درصد کاهش یافته است.

علت اصلی این مساله آن است که برخی از دولت های محلی به آموزش و پرورش پیش دبستانی اهمیت نداده و بر این عقیده اند که آموزش و پرورش پیش دبستانی بخشی از آموزش اجباری محسوب نمی شود.

در زمان اجرای کوچک سازی ساختار اداری دولت برخی از سازمان های اداری مرتبط با آموزش پیش دبستانی حذف شده و آموزش کودکستانی تحت نظارت دولت قرار نگرفته است. برخی از دولت های محلی نیز مقطع آموزش پیش دبستانی را وارد عرصه بازار خصوصی کرده و مبادرت به قطع بودجه مدارس پیش دبستانی کردند.

اخبار مرتبط
پیام شما
رسانه ها
برگزیده ها
خبرهای تصویری
بشنوید
ببینید