CRI Online

چینیان باستان عقاید مختلف و تقریباً عجیبی داشتند

GMT+08:00 || 2014-11-04 19:50:23        cri






چینیان باستان عقاید مختلف و تقریباً عجیبی داشتند.

آنها بر این باور بودند که زمین همانند صفحه‌ای صاف است که آسمان چون سرپوشی روی آن قرار گرفته و کشور خودشان، چین را مرکز زمین می‌دانستند و اعتقاد داشتند که کاخ خاقان نقطه مرکزی و اصلی زمین است و خاقان‌های آنان نیز محور و اساس همه مردمان و خلایق جهان هستند. چینیان باستان با توجه به اینکه برای آسمان احترام خاصی قایل بودند، وقتی که به آسمان نگاه می‌کردند، در مقابل آن تعظیم و کوچکی می‌کردند و حتی زارعان و کشاورزان چینی به آسمان توجه زیادی داشتند و چون می‌گفتند که از آسمان نزولات زیادی می‌آید و آفتاب از آسمان می‌تابد و با این عوامل است که محصولات آن ها رشد می‌کند، پس برای آن احترام خاصی قایل بودند.

پرستش آسمان از دیگر عقاید چینیان باستان بود. آن ها معتقد بودند که اگر آسمان خشمگین می‌شود و طوفان پیش می‌آید یا صاعقه و رعد و برقی زده می‌شود و یا شهاب سنگی به زمین می‌افتد، همه این ها به خاطر این است که در زمین حالت نامطلوبی صورت گرفته، به این معنا که این حوادث بر اثر بی‌عدالتی ها و بی‌نظمی هایی است که در روی زمین روی داده است و آسمان را خشمگین کرده است لذا باید مردم اعمال خود را اصلاح کنند. از دید چینیان باستان زمین مانند دیگر ارکان جهان تابع آسمان است و برای خود نظمی دارد. آنان می‌گفتند چون رشد نباتات به سوی آسمان و بالاست و دود آتش هم به سمت آسمان است پس باید به آسمان احترام گذاشت. این عقاید در میان چینیان باستان تا عصر کنفوسیوس وجود داشت. البته او توانست به این عقاید نظمی خاص ببخشد. کنفوسیوس در قرن ۶ق.م زندگی می‌کرد. البته سخن گفتن و بیان عقاید کنفوسیوس در این جا امکان ندارد چون نیاز به بررسی کلی و جامعی دارد و هدف ما از ارایه این مقاله معرفی عقاید چینیان باستانی است.

پرستش ارواح، یکی دیگر از مردم چین در عهد باستان! از دیگر عقاید چینیان می‌توان به روح پرستی یا جان پرستی یا پرستش ارواح اشاره کرد. در پرستش ارواح ابتدا ارواح اجداد مهم بود و گفته شده که قدیم‌ترین مراسم چینیان پرستش ارواح بوده است. مدت ها بود که عالمان و محققان پس از کنفوسیوس عقیده داشتند داشتند که نیاکان یا اجداد پدری، اجداد اولیه بوده و مهم جلوه کرده است اما بعدها متوجه شدند که قدیمی‌ترین پرستش ارواح، اجداد مادری بوده است. در این جا لازم است اشاره کنیم به این که آنان به یک نوع حلول روح هم اعتقاد داشتند چون معتقد بودند که ارواح نیاکان مادری دوباره در نوزادان حلول می‌کند. اما در دوره‌ها و اعصار بعدی مردها بر زنان برتری یافتند و مراسم دینی پرستش نیاکان پدری در جایگاه برتری قرار گرفت. چینیان با قرار گرفتن در مقابل لوح‌هایی که از ارواح خود درست کرده بودند به عبادت و دعا و نیایش می‌پرداختند و هدایا و پیشکش‌های زیادی را به ارواح خود تقدیم می‌کردند. آنان علاوه بر ارواح برای آب ها و کوه ها و جنگل ها و صخره‌های بزرگ هم احترام قایل بودند. زمین در نزد چینیان باستان معروف بود و مادر کل، زمین بوده است.

چینیان ارواح را به دو گونه ارواح نیک و ارواح بد تقسیم بندی می کردند. چینیان ارواح نیک را شن (Shen) و ارواح بد و خبیث را کوی (Kewi) می‌نامیدند. آن ها معتقد بودند که "شن" ها در اراضی آسمان و اراضی بارور و حاصلخیز در درختان و گیاهان و باران و آتش و کوه ها و دریاها و چشمه‌سارها و هر چه که نافع باشد وجود دارند و معتقد بودند که ارواح اجدادشان از جنس "شن" ها هستند ولی کوی‌‌ها یا ارواح بد در تاریکی‌‌ها و ظلمات قرار گرفته‌اند و انسان‌ها برای فرار از آن ها باید به نور و روشنایی متوسل شوند.

از دیگر عقاید چینیان می‌توان به برپایی اعیاد جوانی اشاره کرد و مراسمی که در آن جوانان را برای ازدواج آماده می‌کردند. به عنوان مثال در فصل بهار بعد از کار سخت زمستانی دختران زیبا و جوان ودم بخت را به مردان جوان معرفی می کردند تا آن ها نامزد خودشان را انتخاب کنند و برعکس در فصل پاییز پس از کار تابستانی، پسران را در معرض دید دختران قرار می گرفتند تا دختران همسران خود را در معبد معروف به آسمان انتخاب کنند. آسمان هم در نزد چینیان، مذکر بود. و پادشاه و خاقان هم مراسم دینی خود را فرزند یا پسران آسمان می‌دانست. در بعضی کتاب ها به ویژه در کتابی به نام شانگ‌تی (Shangti) در مورد خدایی به نام شانگ‌تی سخن گفته که این خدا را خدای ملکوت یا خدای آسمان می‌گفتند و کار این خدا این بود که حکومت را به امپراتور واگذار می‌کرد. گرانت (Grant) در کتاب تمدن چین عنوان می‌کند که "این خدا هیچ فایده‌ای ندارد و جز این که عنوان پسر آسمان را به پادشاه می‌دهد". مردمان چین باستان بر این باور بودند که اگر پادشاه آداب دینی را به طور کامل انجام دهد، محصولات کشاورزی فراوان خواهد شد و طبیعت رشد و نمو پیدا خواهد کرد و زندگی مردم نظم یافته و تداوم می یابد.

در جهان از نظر چینیان قدیم و باستانی یک اصل کلی و موثر مطرح بود که آن را "تائو" می‌گفتند که اساس زندگی مردم بر این اصل پایبند بود. گرانت در تاریخ تمدن چین در مورد تائو نظرات گوناگونی بیان می‌کند و به طوری که تائو را گاهی اوقات با مانا تشبیه و مقایسه می‌کند. در آیین تائو دو اصل جدا از هم معرفی می‌شود اولی "یانگ" که "نر" معرفی شده و دومی "یینگ" که "ماده" معرفی شده است. تفاوت بین این دو اصل در گذشته و قدیم در اوضاع اجتماعی مردم تاثیر داشت و از اتحاد این نر و ماده همه چیز به وجود می‌آمد. تائو به طور کلی عبارت بود از قانون ثابت جریان اشیا و روش مقرر برای حرکات همه موجودات. چینیان معتقد بودند که تائو در عالم هستی ازلیت دارد و قانون تائو قانونی است سرمدی و همچنین بر طبق آیین تائو راه و روش حرکت تمام موجودات عالم به طرف کمال است و این حسن تناسب و کمال بر طبق تائو امکان‌پذیر است و انسان‌ها برای این که بتوانند به کمال برسند باید خود را با تائو هماهنگ کنند.

یکی دیگر از عقایدی که در چین باستان مطرح بود پرستش زمین قبل از تائو بود. همانطور که اشاره شد چینیان باستان به کشاورزی توجه زیادی داشتند، بنابراین دین آن ها براساس عامل کشاورزی گذاشته شده بود. در چین قدیم در هرده و آبادی مردم تپه‌‌ای از خاک و گل به علامت حاصلخیزی برپا می‌کردند و بربالای تپه درختی می‌نشاندند و در اطراف آن درخت، نهال‌های کوچک می‌کاشتند. در اصل به آن خاکریز در چین قدیم (شی Shih) می‌گفتند. روستاییان و مردمان در زمانی معین از سال در اطراف تپه‌ها و خاکریزها جمع می‌شدند و عبادت های خاصی را به نام خدایان زمین برگزار می‌کردند، این عبادت ها به صورت سرودهایی دینی و حتی رقص و پای‌کوبی بوده و هدفشان این بود که خدایان زمینی کمک کنند و محصولات کشاورزی آن ها را زیاد کنند. پس از آن که سرزمین چین به حالت مدنیت اولیه رسید و مقداری فرهنگ مردم تکامل یافت مساله امپراتوری در چین مطرح شد و در همه جا خاکریزهایی به نام "شی" برپا شد. در مرکز هر ایالت خاک‌ریز بزرگ‌تری قرار داشت و در مرکز حکومت خاقان تپه بسیار بزرگی با رنگ‌های متفاوت در ۵ طبقه بنا شد و هر طبقه رنگی خاص داشت. در برابر این خاکریز عظیم، خاقان در تابستان حاضر می‌شد و در آن جا زمین را شخم می‌زد و ارواح و خدایان اراضی یا زمین را ستایش می‌کرد و برای آسایش و امنیت مردم دعا می‌کرد و این اعتقاد تا قبل از حکومت کمونیستی چین ادامه داشت. چینیان علاوه بر این به خدای آسمان‌ هم اعتقاد و ایمان داشتند و آنرا تین (Tin) که به معنای آسمان است، می‌نامیدند.

اخبار مرتبط
پیام شما
رسانه ها
برگزیده ها
خبرهای تصویری
بشنوید
ببینید