CRI Online

لذت های یک شهر کوچک

GMT+08:00 || 2019-09-10 09:25:41        cri

به لطف بازیگوشی های گربه ام ساعت 4:15 صبح بیدار شدم و خودم را روی تختخواب مقابل پنجره ای گشوده به رودی پهناور دیدم که از پشت آن نمایان بود.

رودخانه گسترده که به زبان چینی "داشی" نامیده می شود بدنه رود در بخش میانی رودخانه ئوجیانگ، دومین رودخانه طولانی در استان جه جیانگ شرقی چین است.

آب و هوای پکن، جایی که من از آن جا می آیم، در اواسط ماه ژوئن، بسیار گرم و خشک است و من خیلی دوست دارم تعطیلاتم را جایی آرام در میان کوه و رود در آسایش کامل سپری کنم.

برای این که صبح به محض این که چشم هایم را می گشایم با صحنه آب های زیبا، جنگل های سبز و کوه های سیاه رو به رو شوم، شب عمدا پرده ها را باز نگه می دارم و به رختخواب می روم. با وجود این که نگران بودم تا مبادا نیمه های شب چیزی از پشت پنجره های گسترده مرا بترساند، اما احساس امنیت می کردم. این احساس امنیت به واسطه مبلمان چوبی قدیمی اتاق بود که گرمایی از آن منتقل می شد. گویی در طول سال ها این گرما را به خود جذب کرده بود.

شب گذشته، در حالی که نوشیدنی های خانگی را در تراس ساختمان سه طبقه می نوشیدیم، میزبانمان به نام "ییموجیا" گفت که مبلمان قدیمی را از ساکنان محلی در روستاهای قدیمی اطراف خریداری کرده است.

شب همه جا را سیاه می کند، چنان که شهرک «داگانگ توئو» در ساعت 9:30 به خواب می رود.

بنابراین، ما یک شمع روشن می کنیم و در نور شمع ستاره ها را در آسمان شب می بینیم که می درخشند. کمی دیرتر من روی تراس پشت نرده می ایستم و به تاریکی آب و جنگل در سراسر رودخانه خیره می شوم. نسیم خنک از سطح آب می وزد. بسیار شگفت زده شده بودم که این شهر جنوبی را کمی سرد می یافتم. در مقایسه با پکن، شهری که ۱۵۰۰ کیلومتر دورتر در شمال واقع است، هوا باید خیلی گرم تر باشد.

در روزهای گذشته حمل و نقل کالا با کشتی از بالا به پایین رودخانه داشی در شهرک «داگانگ توئو» متوقف شد. اما با وجود این، مغازه ها، کافه ها و رستوران ها خیلی توسعه نیافته است.

این جا در تاریکی، سکوت مطلق بود و ما ناخودآگاه آهسته صحبت می کردیم، انگار که می ترسیدیم آرامش محل را بر هم بزنیم.

در روشنایی صبح، به نظر می رسید که آب بسیار به پنجره نزدیک است. چنان که گویی در یک کشتی نشسته ام. از راه دور، مه ضخیم خاکستری که از سطح آب بالا می آید، درختان و کوه ها را پوشانده و باد خنک می وزد. همه این صحنه ها مانند آن است که داخل نقاشی آبرنگی چینی زندگی می کنیم.

ساعت ۷ صبح نهایتا از رختخواب بیرون میایم، این ساعت برای پیاده روی کمی دیر بود چون تابش خورشید در اواسط ژوئن خیلی شدید است. با این حال کنار آب می روم. آن جا زنی را می بینم که با لباس های شسته شده با آب خنک رود ایستاده است و مردی هم در حال آماده کردن قلاب برای ماهیگیری است. یک قایق باریک بادبان دار سیاه رنگ هم بر روی رود شناور است، و چند دانشجوی هنر در زیر یک درخت بزرگ غرق کار خود هستند.

شهرک"داگانگ توئو" یک مکان ایده آل برای طراحی است. یکی از مقامات شهر به نام

لی جیانگ هوا، که خود نقاش است یک اتاق نقاشی برای دانشجویان هنر و گردشگران ساخته است. بعدا هنگامی که در اطراف کوچه ها قدم می زدم، با دانشجویانی برخورد کردم که هر کدام در گوشه و کناری نشسته و مشغول طراحی از یک قایق، یا دیوار سفید یک بنای باستانی هستند.

پس از خوردن یک کاسه از رشته چینی و نوشیدن "چای دوان وو" تصمیم به رفتن به جزیره «پینگدی بان داو» در رودخانه داشی گرفتیم که از آن جا که دولت این جزیره را برای توسعه مجدد در دست گرفته، در حال حاضر خارج از محدوده برای عموم مردم است.

همراه با لی، یک قایق می گیریم و در مدت 20 دقیقه به جزیره ای که علف های هرز در آن روییده، وارد می شویم. تعدادی خانه های تخریب شده در آن جا وجود دارد که صاحبانشان رها کرده اند، به جز تعدادی که بازسازی شده است.

در این جزیره، لی به یکی از خانه های بازسازی شده اشاره می کند و می گوید که یک زن جوان که شغل خود را رها کرد به این جا آمد و این خانه را خرید و به یک خوابگاه تبدیل کرد. بعدها، زمانی که دولت خواستار بازسازی جزیره شد، زن به شهر اسباب کشی کرد و یک بار فروش مشروبات الکلی در کوچه باز کرد.

در جزیره، پروانه ها و سنجاقک های زیادی در پروازند و رنگ سبز چشم انداز بسیار خوشایند است. خورشید بالا و بالاتر می رود و همان طور که داغ تر می شود، ما به شهرک بر می گردیم. سفر برگشت ما بی نظیر است و همه چیز فقط همان است که می خواستم.

سفری با لذت یک تفریح با فراغت بال و بدون هیچ کار و دغدغه ای، خیره بر آب و جنگل سبز و کوه هایی در افق و نسیم خنک.

اخبار مرتبط
پیام شما
رسانه ها
برگزیده ها
خبرهای تصویری
بشنوید
ببینید