CRI Online

ماجرای اقامت در مخفیگاه کوهستانی شیر زرد

GMT+08:00 || 2019-04-23 09:20:20        cri

مخفیگاه کوهستانی شیر زرد به علت شباهتش به شیر نر نام گذاری شده‌است که در بیشتر نقاط دیدنی در این محل وجود دارد و از دارایی های ارزشمند ناحیه گردشگری "جانگ جیا جیه" در استان "هونان" واقع در جنوب غربی چین به شمار می رود.

مخفیگاه شیر زرد، "مخفیگاه هوانگ شی" نیز خوانده می شود. گفتنی است که "هوانگ شی حکیم" که استاد جانگ لیانگ (250 ق.م – 186 ق. م) مشاور معروف دوران پایانی "سلسله چین" در اوایل "سلسله هان" بود، در این مکان اکسیر عمر جاودانه را کشف کرد. مخفیگاه شیر زرد در مرکز پارک ملی جنگلی جانگ جیا جیه قرار دارد که در حقیقت سکوی مربعی شکل پهناوری با ارتفاع 1080 متر در بالای کوه است. مساحت مخفیگاه 16.5 هکتار و قسمت جنوب غربی آن نسبتا بالاتر و قسمت شمال شرقی آن با ارتفاع پایین‌تر است. اطراف این مخفیگاه صخره‌های شیب‌دار وجود دارد.

با گذشت زمان و نگاه به دوردست ها، کوه‌ها و قله‌های عجیب و غریب کم کم ظاهر می شود و همچون نقاشی‌های آب مرکب سنتی چین به نظر می رسد.

اتوبوس ما حدود عصر وارد پارک جنگلی ملی "جانگ جیا جیه" می شود. هوا ابرییست و قله‌های مرتفع در پوششی از مه کمرنگ فرو رفته و فضایی اسرار آمیز ایجاد شده است. سرسبزی‌ محل در زیر مه گسترده گاهی آشکار و گاهی پنهان می شود! اتوبوسی که بر آن سواریم در میان مه حرکت می کند. احساس می کنم درون گلدانی بزرگ قرار گرفته ام و اطرافم قله‎های بزرگ بامبو مانند تازه رسته است و درختان کاج قدیمی در نزدیکی ام قابل چیدن است! هنگامی که اتوبوس از وسط کوه‌ها و نهرها عبور می کند و جلو می رود، حس می کنم در میان نقاشی زیبای طبیعت قرار گرفته ام! از بودن در میان چنین فضایی بکر بسیار لذت می برم.

برای این که به موقع به مقصد روز دوم برسیم، تصمیم گرفتیم پیاده از میان کوه‌ها حرکت کنیم و خود را به پای قله مخفیگاه شیر زرد برسانیم. جالب ‌ترین و زیباترین مناظر جانگ جیا جیه تنها در زیر باران ظاهر می شود! آب و هوای کوهستانی همیشه در حال تغییر است. ناگهان باران شروع به باریدن می کند و پس از مدتی بند می آید. دقیقا به علت تغییرات ناگهانی آب و هوای محلی، زیبایی منحصر به فرد جانگ جیا جیه در میان پرده ای از مه و نم نم باران شکل گرفته ‌است.

گروه ما، در راه مارپیچ پر فراز و نشیب‌، همراه با سرسبزی‌ دلنشین و صدای گوشنواز پرندگان، از میان دره ای عبور می کند، هوا تقریبا تاریک شده است که به مقصد می رسیم.

اقامتگاه ما یک ساختمان "دیائو جیائو لوئو"، ساختمان چوبی چند ضلعی بالای زمین، تکیه داده بر کوه و کنار آب است. کل بدنه ساختمان در میان کوه‌ و درختان سبز قرار گرفته و یک درخت بزرگ سیکومور پر شکوفه جلوی اقامتگاهمان دیده می شود. حدود پنج یا شش متر جلوتر، رودی شفاف جریان‌دارد که بدون شک، نام این اقامتگاه را از این رود در حال جریان الهام گرفته‌اند.

صاحب اقامتگاه یک مرد میانسال از محلی های قوم "تو جیا" است که در همین جا به دنیا آمده و سکنی گزیده است. او هنگامی که ما را دید، از دور با تک تکمان احوالپرسی کرد و کارگرانش را صدا کرد تا برایمان آبی بیاورند تا دست و رویمان را بشوییم. چهارپایه ای را هم برای درست کردن چای، آوردند. صاحب اقامتگاه به ما گفت: آن زن که مدام در حال جنب و جوش است و بالا و پایین می رود، همسرم است و آشپز این اقامتگاه هم خواهر بزرگم است. در این لحظه، من با لبخند گفتم :"پس مالک اصلی شما هستید." او با خجالت لبخندی زد و با زبان ماندرین غیر استاندارد فروتنانه پاسخ داد: "آه! ما اهالی کوهستان، جهان بزرگ را ندیده‌ایم و صاحب کار خوانده نمی شویم. ما مانند شما شهری نیستیم..."

هوا تاریک تر شد. چراغ‌های "دیائو جیائو لوئو" روشن می شود و مانند کرم شب تاب شروع به درخشیدن می کند. حضور در میان چنین منظره فوق العاده و بکر و اقامت در چنین ساختمانی جالب، مرا در اندیشه فرو می برد و به کاوش در درونم می پردازم. صاحب اقامت‌گاه نگران است که ما به این وضعیت عادت نکنیم، مخصوصا شمع‌های بیشتری را برایمان روشن می کند و به خواهرش می گوید تا چند نوع خوراک خوشمزه محلی را برایمان آماده کند. پس از مدتی، میز گرد و کوچک پر می شود از سوغات کوهستان و خوراک هایی با طعم محلی مثل سبزی ترش قوم تو جیا، توفوی قوم توجیا و جوجه وحشی سرخ شده محلی و غیره!

مقابل میز نشستیم، شراب برنجی محلی را چشیدیم و از اعماق وجود هوای پاک کوهستان را استشمام کردیم و به تماشای قله‌های مرتفع پیش رویمان نشستیم. چه فضای شگفت انگیزی! کوه‌های محلی شباهنگام، مانند آن است که در مرکب سیاه فرو رفته و غلیظ تر و مرطوب‌تر شده ‌است. گاهی نور اندک چراغ‌های کمرگاه کوهستان، همچون چشمان پاک مردمان کوهستان می درخشد. همه این‌ها شعری از "تائو یوان مینگ" شاعر بزرگ در تاریخ چین در دوران پایانی سلسله جین شرقی و اوایل حکومت سونگ در عصر سلسله‌های جنوبی (352 م – 427 م) را به یادم می آورد:

"خانه کوچکم را در میان هرج و مرج های روزمره زندگی بنا می کنم،

اما حتی ذره ای، صدای سم اسبان تازه از راه رسیده و فریاد صاحبانشان آزارم نمی دهد!

مرا پرسیدند چگونه تاب آوری این همه را...

پاسخشان گفتم، روحت را آرام کن... پرواز خواهی کرد به نقطه ای دور از هیاهوها! "

شامگاهان، کوهستان در سکوت محض فرو رفته است و این همه سکون ما را دچار حیرت می کند! پس از پذیرایی میزبان مهمان‌نواز و خون‌گرممان، اعضای خانواده اش برای استراحت به اتاق��های خود می روند. تنها ما غیر بومی‌ها در فضای بیرون، غرق تماشای مناظر ناب و ارزشمند می شویم و هرگز نمی خواهیم چشمان خود را به روی این همه زیبایی ببندیم! ما آرام کنار نهر می نشینیم و چای محلی با نام "ابر و مه در بلندای کوهستان" را می نوشیم و جسم و روحمان را غرق طبیعت شگفت انگیز می کنیم. همه ما مست زیبایی فراموش نشدنی و غیر قابل وصف شده ایم و در تلاشیم انرژی کامل ذخیره کنیم تا بتوانیم در آینده به راحتی با سختی ها و فراز و نشیب های زندگی رو به رو شویم.

اخبار مرتبط
پیام شما
رسانه ها
برگزیده ها
خبرهای تصویری
بشنوید
ببینید