CRI Online

مشروح مصاحبۀ گروه رسانه ای چین با رامتین لوافی کارگردان فیلم هت تریک

GMT+08:00 || 2018-06-18 11:15:09        cri
مصاحبه گروه رسانه ای چین با کارگردان فیلم هت تریک در حاشیۀ بیست و یکمین جشنوارۀ بین المللی فیلم شانگهای

27 خرداد 1397 رامتین لوافی کارگردان فیلم هت تریک از ایران که در جشنوارۀ بین المللی فیلم شانگهای شرکت کرده است، در حاشیۀ دومین روز برگزاری جشنواره در مصاحبه ای با بخش فارسی گروه رسانه ای چین شرکت کرد.

او در این مصاحبه دربارۀ فیلم خود و انگیزه و جرقۀ ساخت این فیلم، علاقۀ خود به فیلمسازان چینی و به طور خاص فیلم قهرمان ساختۀ جانگ یی مو اشاره کرد و گفت: البته به دست آوردن جایزه در جشنوارۀ معتبری مثل جشنوارۀ بین المللی فیلم شانگهای اهمیت فراوانی دارد، ولی مهمترین دستاورد فیلم، موفقیت آن در برقراری ارتباط با مخاطب است.

رامتین لوافی که در سال 1388 با برنده شدن در بخش استعداد جدید آسیا با نخستین فیلم بلند خود در جشنوارۀ بین المللی فیلم شانگهای شرکت کرده بود، پس از گذشت نه سال، سطح جشنواره را از لحاظ اعتبار دارای رشد قابل ملاحظه ای ارزیابی کرد.

وی ابراز امیدواری کرد که در قالب طرح یک کمربند یک جاده تحقیقات و بستر لازم برای آشنایی هر چه بیشتر بین مردم و هنرمندان ایران و چین فراهم شود و در این راه کار هنرمندان اهمیت زیادی دارد.

مشروح مصاحبۀ گروه رسانه ای چین با رامتین لوافی کارگردان فیلم هت تریک

- در خدمت آقای رامتین لوافی کارگردان فیلم هت تریک هستیم که امروز 27 خرداد 1397 در جشنوارۀ بین المللی فیلم شانگهای به نمایش در می آید. قبل از هر چیز به شما و عوامل فیلم تبریک می گویم به خاطر حضور فیلم در بخش رقابتی این جشنواره.

به عنوان اولین پرسش آیا این اولین حضور شما در چین به طور کلی و در جشنوارۀ شانگهای به طور خاص هست؟

و طی این مدت که اینجا بوده اید، چه برداشتی از شهر شانگهای و جشنواره داشته اید؟

- سلام. این اولین حضور من در چین و جشنوارۀ بین المللی فیلم شانگهای نیست. اولین حضور من در جشنوارۀ بین المللی فیلم شانگهای با اولین فیلم بلندم با عنوان «آرام باش و تا هفت بشمار» بود که حدود نه سال قبل در سال 1388 جایزۀ «استعداد جدید فیلم آسیا» را دریافت کرد.

امسال چون تازه دیروز به شهر شانگهای رسیده ایم و هنوز فرصت زیادی برای ارزیابی نداشته ایم، به عنوان تجربۀ یک روزه تجربۀ کافی برای ارزیابی محسوب نمی شود. فقط متوجه شدم که شهر خیلی بزرگی است. در مسیری که از فرودگاه به محل برگزاری افتتاحیۀ جشنواره و هتل طی کردیم و حدود دو سه ساعت در راه بودیم، متوجه شدم که شهر بسیار وسیعی است. اگر چه به صورت کلی پرواضح است که این جشنواره، جشنوارۀ معتبری محسوب می شود. اعتبار این جشنواره آنقدر بالا و پرارزش هست که من آن را برای اولین نمایش فیلم هت تریک انتخاب کرده ام. جشنوارۀ بین المللی فیلم شانگهای جشنوارۀ قابل اعتنا و احترامی در سطح جهان است.

- با توجه به تجربۀ نه سال قبل تغییری به نظرتان نمی رسد؟

- چرا اتفاقاً در جشنواره تغییراتی ایجاد شده و در نوع جوایز و نوع برگزاری می توان تغییراتی را مشاهده کرد. اما احساس می کنم طی سالهای گذشته روند رو به رشدی داشته است. مخصوصاً از لحاظ اعتباری می توان گفت که جشنوارۀ بین المللی فیلم شانگهای نسبت به ده سال گذشته جشنوارۀ معتبرتری شده است. این جشنواره با این که جشنوارۀ جوانی است و این بیست و یکمین دورۀ آن است، توانسته در این مدت کوتاه رشد اعتباری بسیار خوبی در سطح جهانی پیدا کند.

- در معرفی فیلم و انگیزه و جرقه ای که باعث ساخت این فیلم شد و چیزی که باعث شد عنوانش را هت تریک انتخاب کنید، لطفاً توضیحاتی برای مخاطبان ما بدهید.

- به نظر من اگر فیلم را تماشا کنید، هیچ عنوانی مناسبتر از هت تریک برای آن نتوانید پیدا کنید. زیرا به اصطلاح هت تریکهای متعددی در فیلم اتفاق می افتد. جرقۀ اصلی فیلم از یک تصویر شروع شد که اگر الآن فیلم را تماشا کنید، احساس کنید که فقط لحظه ای از فیلم است و ارتباط زیادی با فیلم ندارد؛ منظورم آن تصویری است که دختری در یک شب برفی سرد در تونل سرش را از پنجرۀ خودرو بیرون آورده و دوستش از او عکس می گیرد، اولین قابی بود که در ذهن من نقش بست. اما بعداً داستان حول و حوش این تصویر شکل گرفت. فکر می کنم همیشه همینطور است. ما با یک جمله، با یک تصویر یا یک ایده شروع می کنیم و کاهی آن ایده فقط نقش و کارکرد موتور محرکی را دارد که روند نوشتن را شروع می کند و پس از آن کارکردش کمتر می شود و ممکن است حتی در اثر پدید آمده تبدیل به یک چیز حاشیه ای بشود. دربارۀ این فیلم، این قاب انگیزۀ اصلی بود، ولی بعداً به یک سکانس از فیلم تبدیل شد.

دربارۀ داستان فیلم چیز زیادی نمی توان گفت. ترجیح می دهم فیلم را شخصاً تماشا کنید. فیلم در زمان واقعی اتفاق می افتد. فیلمی است که بازۀ زمانی داستان تقریبا با زمان فیلم برابر است. یعنی داستان فیلم حدود یازده و ربع شب شروع و در حدود ساعت یک شب تمام می شود. تقریبا جز دو برش کوتاه شامل عنوانبندی و بخش کوتاه دیگری از فیلم، داستان فیلم در زمان واقعی می گذرد. تماشاگر در یک بازۀ زمانی همراه بازیگران فیلم است. یعنی لحظه به لحظه را با آنها تجربه می کنیم و در کنار آنها هستیم تا فیلم تمام شود. کل داستاان تقریبا با زمان فیزیکی فیلم برابر است.

- از لحظه ای که جرقۀ فکری فیلم زده شد تا زمانی که فیلم تولید شد، کار نوشتن و آماده سازی فیلم چقدر طول کشید؟

- من همزمان با فکر این فیلم به دو سه فیلمنامۀ دیگر هم فکر می کردم. ماجرای جرقۀ فکری این فیملنامه بدین شکل بود که در یک سفر کاری که با فیلمبردار همین فیلم رفته بودیم، طرح اصلی داستان را برای او تعریف کردم. بعد از آن به مدتی طولانی آن را کنار گذاشتم و روی نوشتن فیلمنامۀ دیگری کار می کردم. به طور اتفاقی وقتی یکی از دوستانم پیشم بود، قصه را برای او تعریف کردم، به نظرش بسیار جذاب آمد. در حالی که در آن موقع این قصه چندان جذاب نبود که آن دوستم هیجان نشان داد. ناخودآگاه در روزهای بعد با چند نفر دیگر هم دربارۀ آن صحبت کردم و دیدم که ظاهراً می تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. باز هم مدتی آن را کنار گذاشتم تا این که شش ماه یک سال بعد از آن شروع به نوشتن فیلمنامه کردم. قصه یک مدت طولانی در ذهن من بازی می کرد، اما در عین حال روی فیلمنامۀ دیگری کار می کردم. بازه ای که برای نوشتن این فیلمنامه اختصاص دادم، یک بازۀ زمانی سه ماهه بود. بعد از سه ماه نوشتن، فیلنامه تمام شد و وارد روند ساخت شدیم.

- طی ساخت فیلم، خود شما یا عوامل دیگر فیلم به مشکل خاصی برخورد کردید؟ اگر مشکلی وجود داشت چطور رفعش کردید؟

- روند دریافت پروانۀ ساخت مدتی حدود شش ماه طول کشید ولی غیر از این اتفاق عجیب و غریبی نیفتاد. طی 28 جلسه که مدت نسبتاً کوتاهی برای فیلم سینمایی است، آن را فیلمبرداری کردیم و کارهای بعد از تولید را انجام دادیم.

- آیا شما با فیلمسازان یا بازیگران و هنرمندان چینی آشنایی دارید؟ خودتان به فیلمهای چینی علاقه دارید؟ آیا تمایلی به همکاری با فیلمسازان چینی دارید؟ لطفاً به طور کلی کمی حول و حوش ارتباطتان با فیلم چین توضیح دهید.

- چند کارگردان خوب چینی مثل چن کایی گه و جانگ یی مو، برای ما آشنا هستند. من عاشق فیلمهای جانگ یی مو هستم. دو سه تا از فیلمهای او را خیلی دوست دارم. طبیعتاً فیلمسازهای چینی را می شناسیم و فیلمهای زیادی بوده که از دیدنش لذت برده ایم. برای من فیلم قهرمان جانگ یی مو یکی از بیست فیلم برتر جهان است. عاشق این فیلم هستم. شکل روایتی این فیلم یک شکل مدرن است، یعنی از الگوی سه بخشی فیلمنامه و ساختار طوری استفاده شده که وقتی تماشا می کنید، می بینید به آن رنگ و بوی تازه ای داده که اتفاقاً خیلی شرقی است. این فیلم یکی از زیباترین فیملهایی است که دیده ام و فرم و درونمایه فیلم آنقدر با هم همخوان است که نمی شود آنها را از هم جدا کرد. البته فیلمهای زیبای دیگری هم وجود دارد که می شود درباره شان صحبت کرد، ولی این فیلم به طور شاخص برای من خیلی دوست داشتنی است و فکر می کنم بیش از ده بار تماشایش کرده ام.

فیلمسازان بزرگی در سینمای چین وجود دارند که حداقل برای مخاطبان فرهیخته سینما در ایران خیلی باارزشند. فکر می کنم دربارۀ این موضوع منظورمان مخاطب عام سینما نیست. طبعاً برای مخاطب عام دسته ای از فیلمهای چینی جذاب است، ولی وقتی صحبت راجع به فیلمسازان فرهیختۀ سینمای چین است، دست کم آنهایی که الان حضور ذهن دارم و نام بردم به خاطر این که فیلمسازان مورد علاقۀ خودم هستند و دوستشان دارم، طبیعتاً به عنوان مثال نمی توان فیلم «قهرمان» را نادیده گرفت و یکی از فیلمهای محبوب من است؛ یا همینطور «فانوس سرخ را بلند کن» از جانگ یی مو یا «سرزمین زرد» چن کایی گه، اینها فیلمهایی بودند که الان می توانم ذکر کنم.

- در طرح «یک کمربند یک جاده» که رئیس جمهور چین با هدف احیاء جادۀ ابریشم و روابط همه جانبه بین کشورهای مسیر ارائه داده است، نقش فیلمسازان و هنرمندان در افزایش مبادلات بین ایران و چین چه می تواند باشد؟

- تبادل فرهنگی و هنری فی ذاته جذاب است. حرف فرهنگ، حرف ارتباط بین انسانها است. صحبت از تبادل فرهنگی بین دو کشوری مثل ایران و چین که قدمت و پیشینۀ گسترده ای دارند، حتی جذابتر هم می شود. طبیعتاً این مفهوم، مفهوم بسیار جذابی است. ولی به همان اندازه که جذاب است، نمی توان در یک لحظه درباره اش تصمیم گیری کرد. قطعاً اگر در فرصت مناسبی دور میزی بشوند نشست و مفصلتر درباره اش صحبت کرد، اتفاقات خیلی خوبی ممکن است بیفتد. اگر همین گفتگوی ما تبدیل به یک گپ دوستانه ای همراه با فراغ بال و نوشیدن چای باشد، ممکن است تا فردا به نتایج خوبی برسیم. در مجموع فکر می کنم در پس این مفهوم، در حیطۀ فرهنگی می شود به نتایج خیلی خوبی رسید که نیازمند یک روند طولانی طوفان فکری و اندیشیدن و همچنین مفاهیمی است که ممکن است به ذهن هنرمند خطور کند.

- برای هر چه بیشتر کردن آشنایی هنرمندان ایران و چین و به طور کلی مردم دو کشور با یکدیگر، چه کارهای بیشتری می توان کرد؟

- البته به نظر من یک آشنایی اولیه و کلی وجود دارد. من وقتی با فیلمسازان چینی صحبت می کنم، قطعاً آنها کیارستمی و سهراب شهید ثالث را می شناسند. همانطور که فیلمسازان ایرانی فیلمسازان مهم و فرهیختۀ سینمای چین را می شناسند. این آشنایی پایه وجود دارد. ولی برای موردی که شما اشاره کردید (طرح یک کمربند یک جاده) احتیاج به یک روند تحقیقاتی و همزیستی حداقل کوتاه مدت وجود دارد تا بشود جزییات و ظرائفی را از دلش در آورد تا به نتیجۀ خوبی برسد.

- آیا انتظار دارید که در این جشنواره فیلمتان جایزه ببرد؟

- همیشه جایزه گرفتن لذتبخش است. جایزه گرفتن برای هر فیلمسازی خوشایند است. من هم استثناء نیستم. طبیعتاً گرفتن جایزه در جشنوارۀ معتبری مثل جشنوارۀ بین المللی فیلم شانگهای مرا خوشحال می کند. ولی قطعاً مهمترین دستاورد یک فیلمساز در جشنواره جایزه نیست. ارتباط با مخاطب، دیدن واکنش و عکس العمل مخاطب خیلی خوشایند است و این اولین دستاورد ممکن برای فیلم است. ولی اصلاً انکار نمی کنم که گرفتن جایزه خوشحالم می کند.

به چه بخشی از شانگهای یا کدام یک از شهرهای چین ممکن است علاقۀ خاصی داشته باشید و چرا؟

- فکر می کنم در این مدتی که اینجا هستم فقط می توانم خود شانگهای را ببینم. چون خود شهر خیلی بزرگ است و شاید دیدن آن احتیاج به دو سه هفته زمان داشته باشد؛ ولی به صورت کلی دیدن جاهای سنتی خیلی جذابتر است و ترجیح می دهم در شهر شانگهای جاهایی را ببینم که در جاهای دیگر برایم امکانپذیر نیست. از بخشهای مدرن اطلاع دارم ولی دیدن آنها برایم آنقدر جذاب نیست که دیدن بخشهای فرهنگی و سنتی و تاریخی شهر. بخشهای مدرن شانگهای را در جاهای دیگر هم می شود دید، ولی مطمئنم در شانگهای جاهایی وجود دارد که فقط در اینجا می توان دید و یک بار از آن لذت برد. ترجیح می دهم چنین جاهایی را ببینم.

- از شما به خاطر وقتی که به ما دادید سپاسگزاری می کنم. برای شما و عوامل فیلم آرزوی موفقیت می کنم، مخصوصاً در این جشنواره.

اخبار مرتبط
پیام شما
رسانه ها
برگزیده ها
خبرهای تصویری
بشنوید
ببینید