CRI Online

روایتی از مهر شرقی

GMT+08:00 || 2018-04-10 16:19:12        cri

بذله گو و اهل مطایبه، پرانرژی و همیشه به نوعی و به زبانی مشغول حرف زدن و در عین حال پرکار. پرحرف و پرکار، مگر می شود؟ دربارۀ او و همکارانش اتفاقاً دقیقاً همینطور است.

حسین خلیفی مترجم شفاهی چینی و فارسی است و از آنجا که زادۀ گیوی آذربایجان ایران است، در مواقع لزوم به ترکی هم صحبت می کند. یکی از تکیه کلامهایش این است که «من یک مترجم ساده ام» که با لبخندی همراه می کند. قولی است که می گوید دنیا را در واقع مترجمها اداره می کنند. البته این تعبیری اغراق آمیز دربارۀ تأثیر و اهمیت کار مترجمی است. اما کیست که نداند مترجمان در طول تاریخ رابط و پل بین فرهنگها و آشنایی مردم اقصی نقاط جهان با یکدیگر بوده اند و همچنان هستند.

هم اوست که کار ترجمۀ سراسر برنامۀ گشایش مرکز تجاری ایران در منطقۀ آزاد وایی گائو چیائو شهر شانگهای را روی صحنه بر عهده دارد و در بخشی از برنامه با استفاده از تصاویر و توضیحات نوشتاری به زبان چینی، ضمن آنکه شباهتهای زندگی روزمرۀ ایران و چین را در کنار هم می گذارد، معرفی جذابی از ایران به مخاطبان چینی ارائه می دهد.

ولی دلیل همکلام شدن ما با او صرفاً این نیست. از آنجا که مطلع بودیم چند روزی پس از وقوع زمین لرزه در استان کرمانشاه ایران همراه با یک گروه امدادرسان چینی در منطقه و همراه آنان بود، دنبال فرصتی می گشتیم که توضیحات مفصلتری از تجربۀ حضور خود در مناطق زلزله زدۀ ایران و همچنین کار امدادرسانان چینی بدهد. حاصل مصاحبه را می خوانید:

 لطفا خودتان را معرفی کنید و مختصری از زندگی و تحصیلات و فعالیتهایتان بگویید.

- حسین خلیفی، متولد 1358 در شهر گیوی منطقۀ آذربایجان ایران، در سال 1377 وارد دانشگاه شهید بهشتی شدم و رشتۀ زبان چینی خواندم. در ایران در کارهای مختلفی از جمله ترجمه برای کمیتۀ ملی المپیک از سال 1379 تا 1381، مدت یک سال و نیم در بخش چینی رادیو برونمرزی صدا و سیما و ترجمۀ فیلمهای چینی به فارسی برای استفاده در زیرنویس یا دوبله، فعالیت کردم. مدتی جذب ایران خودرو شدم که بعد از سه سال و نیم کار در آنجا به دفتر نمایندگی آن شرکت در چین اعزام شدم. در حال حاضر مؤسسۀ گلوبال مهدی به نام پسرم را در شانگهای اداره می کنم. ضمناً نمایندۀ سازمان میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی هستم. با همکاری با یک شرکت مسافری چینی، در اعزام گردشگران چینی به ایران هم فعالیت می کنیم؛ و به صور مختلف با جشنوارۀ فیلم شانگهای، هیئتهای اقتصادی و فرهنگی اعزامی از ایران به چین یا بالعکس، رایزنی بازرگانی کنسولگری و سفارتخانۀ ایران در شانگهای و پکن و همچنین وزارت امور خارجۀ ایران تعامل و همکاری می کنیم.

 در زمان وقوع زلزله شما در ایران چه کار می کردید؟

- سازمان مردم نهاد امدادرسانان پکن و سازمان مردم نهاد امدادرسانان شن جن از طریق یکی از دوستان چینی که در ایران در زمینه های مختلف فعال است، اطلاع داد که یک گروه شش نفره از این امدادرسانان قصد دارند برای بررسی امکان امدادرسانی به زلزله زدگان به ایران سفر کنند. سه روز از زلزله گذشته بود که اینها تقاضای خود را فرستادند و من با آنها تماس گرفتم و در زمان ورودشان به فرودگاه رفتم.

ما برای هماهنگی، با دولت محلی تماس گرفتیم. چند نفر از اعضای گروه کارشناسان امور سازه و چند نفر آنها کارشناسان امور پزشکی بودند. مأموران فرودگاه به محض اینکه مطلع شدند این افراد با لباسهای خاص و برای کمک به زلزله زدگان آمده اند و داروهایی به منظور کمک به مجروحان و آسیب دیدگان حادثه همراه آورده اند، همکاری کرده و اجازۀ ترخیص دادند. ابتدا به سفارت چین در ایران رفتیم و آنها به عنوان شهروندان چین، حضور و دلیل حضور و فعالیت خود را به اطلاع مقامات کشورشان رساندند. من از طریق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با ستاد کمک به زلزله زدگان و ستاد بحران تماس گرفتم. بلافاصله بلیت تهیه کردیم و به منطقه رفتیم. در محل هتل با دوستان ستاد امدادرسانی جلسه گذاشتیم. مرکز زلزله در سرپل ذهاب بود که از کرمانشاه با خودرو حدود یک تا یک و نیم ساعت راه بود. ستاد امدادرسانی افرادی را همراه ما اعزام کرد و با هم به آنجا رفتیم.

 زمانی که خبر اعزام گروه امدادرسانان از چین را دریافت کردید، مشغول چه کاری بودید و چطور شد که این کار را پذیرفتید؟

- آن زمان در حال آماده سازی برای نمایشگاه خودرو تهران بودیم. خیلی هم سرمان شلوغ بودیم و دقیقاً ده روز بعد از آن نمایشگاه شروع می شد. ولی هر کاری داشتم، کنار گذاشتم تا بتوانم در حد توان به هموطنانم کمک کنم.

 وقتی به سرپل ذهاب رسیدید وضعیت چگونه بود؟

- ما روز چهارم و پنجم به محل رسیدیم. تا آن زمان مجموعۀ ارتش، مجموعۀ سپاه و ستاد بحران کمکهای خوبی به زلزله زدگان کرده بودند. بحران تقریباً در حال تمام شدن بود. چادرها به صورت موقت تقسیم شده بود و مردم حداقل مکانی داشتند که می توانستند به صورت موقت ساکن شوند.

 هدف و برنامۀ امدادرسانان چینی چه بود؟

- مهندسان سازه امیدوار بودند که تخمینی از درصد خرابی وارد شده به ساختمانها به دست آوردند. برای فعالیت گستردۀ امدادرسانان پزشکی با توجه به زمان رسیدن ما به محل و رفع نیازهای فوری امداد و نجات، بازۀ فعالیت فوری باقی نمانده بود و بیشتر نیازها در روزهای نخست حادثه رفع شده بود. ولی با مهندسان سازه برای بررسی و تخمین خسارات وارد شده به ساختمانها به شهرها و روستاهای اطراف رفتیم. وظیفۀ این گروه به عنوان پیشقراول، یادداشت برداری و تخمین صدمات وارد شده به ساختمانها بود، با این هدف که بشود با توجه به نتایج به دست آمده برای تأمین کمکهای بهداشتی و درمانی اقدام کرد.

با توجه به جمعیت بالای افراد حادثه دیدگان، هلال احمر، سپاه و ارتش در کنار مردم به کمک آنها می شتافتند، ولی همچنان کسانی بودند که به کمک نیاز داشتند و در چنین مواردی امدادرسانان پزشکی گروه به کمک آنها می رفتند.

 تخمین دقیقی از تعداد کسانی که پزشکان گروه به آنها کمک کردند، دارید؟

- با توجه به شرایطی که شخصاً در آن زمان داشتم، بدین ترتیب بود که متأسفانه نتوانستم در تمام لحظه ها همراه گروه باشم، بلکه بیشترین کاری که من برای آنها کردم این بود که مجوزهای لازم و پرشماری را که گروه از مقامات محلی برای فعالیت خود لازم داشت، تهیه می کردم و به خاطر برنامۀ نمایشگاه هم مجبور بودم چند روز به تهران بروم. به این ترتیب و با توجه به این که در طول روزهای همراهی من با گروه آنها به حدود پانزده بیست نفر که دارای جراحت و شکستگی بودند، کمک کردند، تخمین من این است که در مجموع به حدود 50 نفر کمک پزشکی کرده باشند.

 آیا گروههای خارجی دیگری هم برای امدادرسانی آمده بودند؟

- فکر می کنم یک گروه امدادرسانی آلمانی قبل از ما به محل رسیده بود که ما از آنها اطلاعاتی دریافت کردیم تا بتوانیم به روستاهای دورتر برویم.

 آیا مردم از حضور امدادرسانان چینی استقبال می کردند و آیا نتیجه ای می گرفتند؟

- هر جا می رفتیم اگر مجروحی وجود داشت و برای درمان مراجعه می کرد، هم مردم خیلی از امدادرسانان چینی تشکر می کردند، هم مجروحان دیگری را که به کمک احتیاج داشتند، می آوردند. آنها صف می ایستادند و به نوبت مخصوصاً در امر شکسته بندی و کمک اولیه برای شکستگیها کمک دریافت می کردند. مردم به آنها اطمینان داشتند و اعلام می کردند که نسبت به قبل از درمان حالشان بهتر شده است.

 امدادرسانان چین از لحاظ بدن و نیز از لحاظ کاهش رنج روحیه نیز به آسیب دیدگان زلزله مراجعه می کردند؟

- بله، یک مورد این بود که چند نفر از اعضای یک خانواده که آسیب دیده بودند، مراجعه کردند. البته خوشبختانه شکستگیهایی که داشتند خیلی جدی نبود، ولی به دلیل شرایط بحرانی و وارد شدن فشار روحی شدید، آدمها به خاطر دیدن مرگ اعضای خانواده و همسایه ها و نزدیکان، در موقعیتی قرار می گیرند که برایشان دلداری گرفتن از اشخاص دیگر و حس کردن آنها در کنار خود، اهمیت بسیار بیشتری پیدا می کند، حتی اگر جراحتشان در شرایط عادی چندان جدی و خطرناک هم محسوب نشود. این کمک روحی بزرگترین کاری بود که حضور پزشکان چینی در کنار زلزله زدگان و آسیب دیدگان به آنها می کرد.

این گروه در واقع گروه سازه و برآورد اولیه بود تا بتواند پس از برآورد خسارات و نیازهای موجود، اطلاعات را برای کمکهای بعدی به مقامات مسؤول منتقل کند. قرار بر این شد که هلال احمر ایران با توجه به اطلاعات جمع آوری شده نامه ای به صلیب سرخ چین ارسال کند و از این طریق، سازمانهای مردم نهاد و دیگر نهادها به صورت رسمی دربارۀ چگونگی ارسال و ارائۀ کمک تصمیم بگیرند؛ که ممکن است به صورت ارسال کانکس یا ساخت سازه های پیش ساخته باشد. این گروه به بیمارستان شهر سرپل ذهاب هم سر زدند. زیرا این بیمارستان ساختمان نوی داشت ولی در زلزله آسیب زیادی دیده بود. به نظر آنها پی و ستونهای سازۀ ساختمان محکم بوده ولی در بخشهای دیگر بوده است که به ساختمان آسیب وارد شده است. همچنین در شهر، نظرات کارشناسی خود را دربارۀ سازه ها اعلام می کردند.

 آیا مواردی داشت که شما را تحت تاثیر عمیقی قرار داده بود؟

- یکی از مواردی که مرا عمیقاً تحت تأثیر قرار داد، مهربانی چینیها بود. مثلاً آقای دو هایی لانگ، که داوطلب کمک شده بود، قبل از آن هرگز به ایران سفر نکرده بود و هیچ شناختی دربارۀ ایران نداشت. او با هزینۀ شخصی خود آمده بود. او هنگام ارائۀ کمک پزشکی چنان کار می کرد که گویی به یکی از اعضای خانوادۀ خود کمک می کند. توجه و دقت من به این جنبه از شخصیت و کار افراد چینی تصادفی نیست. با توجه به سیزده سالی که در چین زندگی و کار کرده ام و شناخت نسبتاً خوبی که از آنها دارم، می دانم که چینیها ذاتا مثل ما ایرانیها روحیۀ شرقی دارند و آدمهای بسیار مهربانی هستند. لازم است وقتی دربارۀ شخصیت مردم مختلف صحبت می کنیم، مسائل و قضایای سیاسی و اقتصادی و تاریخی را کنار بگذاریم؛ همانطور که از دیگران انتظار داریم دربارۀ ما هم چنین کنند. چینیها واقعاً مردم بسیار مهربانی هستند. معمولاً اینطور است که اگر یک ایرانی یک بار به چین مسافرت کند، بار آخرش نخواهد بود.

در مسائل و موارد مقطعی که پیش می آید، معمولاً سوء تفاهم یا پیشداوری باعث سوء قضاوت و بیشتر هم در میان مردمی می شود که آشنایی و شناخت نزدیکی از طرف مقابل ندارند، یا اینکه افرادی هستند که به هر دلیلی مایل به سر گرفتن این شناخت و آشنایی متقابل بین دو ملت ایران و چین نیستند و از هر فرصتی برای دور کردن آنها از یکدیگر استفاده می کنند. در نمونۀ اخیر در صلاحیت من نیست که بگویم حضور و فعالیت این گروه امدادرسانی چینی تا چه حد مؤثر بود و در آینده ممکن است چقدر تأثیرگذار باشد. زیرا برآورد از چنین کاری، امری غیرممکن است؛ ولی نفس حضور آنها در کنار ما در چنین روزهایی با توجه به آشنایی که با ملت چین دارم، برای من تحسین برانگیز بود.

 در گذشته شاهد زلزله بودی یا تجربیاتی درباره زمین لرزه داشته بودید؟

- از آنجا که من در تهران ساکن بودم، تا آن زمان هیچ ذهنیتی از شدت و تأثیر این زلزله نداشتم. بعد از آنکه به محل رسیدیم، تازه متوجه شدم مردم با چه وحشت و مصیبتی روبرو بوده اند. زمین حتی روزها پس از وقوع زمین لرزۀ اصلی همچنان دچار پس لرزه های بزرگ و کوچک مداوم بود.

 شما در محل، کجا ساکن شدید؟

- امدادرسانهای چینی در چادر زندگی می کردند و من در کانکس می خوابیدم.

 به نظر شما زلزله چه تاثیراتی برای زندگی مردم قرار گذاشته شد؟

- بله، آنجا بود که فهمیدم مردم از چه وضعیتی ناگهان به چه وضعیتی دچار شده اند. شاهد بودم مردمی که تا روز قبل از زلزله خانۀ نسبتاً گرم و راحت برای زندگی و استراحت داشتند، می توانستند نسبتاً آسوده حمام بروند، اینترنت داشتند، تلفن داشتند، خودرو یا وسیلۀ نقلیۀ دیگر داشتند، از همه مهمتر در کنار اعضای خانواده هایشان بودند و... به ناگهان و در عرض چند ثانیه دیگر صاحب هیچ کدام اینها نبودند که سهل است، حتی هویت و شناسنامه و هیچ چیز به معنی مطلق نداشتند. مثالهایی شبیه این زیاد بود. مثلا در یک روستا از تمام سکنه فقط 3 نفر زنده مانده بود. در چنین وضعیتی که مردم در عرض چند لحظه همه چیز خود را از دست داده بودند و حتی مجبور شده بودند قبل از رسیدن امدادرسانان دولتی جنازه های عزیزان و همسایه های خود را دفن کنند، ناگهان کوچکترین نیازهای معمولی تبدیل به آرزویی دست نیافتنی شده بود. آب و دستشویی و حمام و استراحتگاه و تکیه گاه و خوراک و پوشاک روزانه و... همه نابود شده بود.

مشاهدۀ این شرایط برای بعضی افراد بسیار سخت و غیرقابل تحمل است. چنان دشوار که آقای «دو» یکی از اعضای گروه امدادرسانان چینی برای من تعریف می کرد از گروه حدوداً 15 نفریشان که برای کمک به تسونامی زدگان ژاپن رفته بودند، پس از بازگشت سه نفر خودکشی کردند. او این خاطره را زمانی که در هواپیما راهی کرمانشاه بودیم تعریف می کرد و در واقع سعی می کرد ذهن مرا آمادۀ مواجهه با سختترین شرایط کند. من که تا آن زمان درک و دریافت نزدیکی از شرایط مردم و محیط از فاصلۀ نزدیک نداشتم، خاطرۀ او را چندان جدی نگرفتم. او می گفت که باید آمادۀ پذیرش دلخراشترین صحنه ها باشی.

... البته وقتی ما به محل رسیدیم، حدود یک هفته از حادثه گذشته بود و جنازه ها جمع و خاکسپاری شده بود، ولی با این حال پس از دیدن همان بقایای صحنه های مناطق زلزله زده، تا یک هفته پس از برگشتم به تهران خوابهای عجیب می دیدم و با اینکه نسبت به خیلی از مردم و امدادرسانان روزهای اول چیز زیادی ندیده بودم، حتی قادر نبودم درست بخوابم. آنجا بود که تأثیر انرژی منفی از درد و رنج مردم را درک کردم.

در آنجا با خانواده ای آشنا شدیم که زن جوان خانواده دیگر قادر به ادامۀ زندگی در شهر خودشان نبود و به همین دلیل با همسرش به مشکل برخورده بود. به آنها کمک کردیم به تهران بروند، کاری هم برایش پیدا کردیم و الان آنجا زندگی می کنند.

 شرایطی برای گروه امدادرسانی چینی چطور بود؟

- شرایط زندگی در سرپل ذهاب مخصوصاً برای گروه چینی خیلی سخت بود. آنها روزها برای کمک بیرون می رفتند و شبها دیروقت بر می گشتند. همه انسانهای فداکاری بودند.

 پس از برگشت امدادرسانان چینی به چین ، شما بازهم با آنها تماس دارید؟

- من معمولاً فعالیتهای مهمی را که با آنها در ارتباط هستم، در ویچت قرار می دهم. ویچت در چین حکم تلگرام در ایران را دارد. به خاطر خدمات و کارهای مختلفی از جمله پرداخت و دریافت پول که با ویچت می شود انجام داد، نقش آن حتی مهمتر از تلگرام در ایران است. شخصاً اعتقاد دارم که می توان شخصیت افراد را از مسائلی که ویچت و تلگرام خود به اشتراک می گذارند، با دقت بالایی برآورد کرد. من حدود چهار هزار دوست چینی در فهرست دوستان ویچتم دارم. پس از آنکه خبرهای مربوط به زلزله در ایران را در حساب ویچتم به اشتراک گذاشتم و دوستان چینی من مطلع شدند، بسیاری از آنها پیغام گذاشتند و گفتند اگر هر کمکی از دستشان بر می آید، به آنها اطلاع دهم. یکی از آنها بدون اینکه بپرسد، مقداری پول به حساب ویچت من فرستاد و گفت از طرف او به مردم زلزله زده کمک کنم. من هم به او گفتم که پولش را در محلی از منطقۀ زلزله زده صرف مردم آسیب دیده می کنم و تصویر آن را هم برایش ارسال می کنم. این تنها یکی از امکانهای مثبت بیشمار فضای مجازی، غیر از اطلاع رسانی صرف بود که در واقع در این مورد ویچت بانی خیر شد.

 پس از این تجربیات شما چه احساساتی دارید؟

وقتی یک بحران طبیعی پیش می آید، انسانها خصوصاً مردم مهربانتر، مرزهای جغرافیایی را فراموش می کنند. از آنجا که ایران و چین رابطۀ دوستی طولانی مدتی در طول تاریخ داشته اند و هرگز دشمنی و کینه ای نسبت به هم نداشته اند و مردم دو کشور حس مثبتی نسبت به یکدیگر دارند، در این مورد به نظر من می رسید که چینیها احساس می کردند این زلزله در کشور و خانۀ خودشان اتفاق افتاده است. نمود این احساس را در پیامهایی که از دوستان چینی دریافت می کردم، در گروه امدادرسانی و در کسانی که به صورت خودجوش برای کمک اقدام کرده بودند، می دیدم.

 خیلی دوستانی چینی پس از شنیدن خبر وقوع زمین لرزه در ایران نیز نسبت به مردم ایرانی ابراز همدردی کردند و می خواستند به مردم ایران کمک کردند درست است؟

- درست بعد از آنکه اخبار و مطالب مرتبط با وقوع زمین لرزه را در ویچت گذاشتم، از ساعت ده و نیم یا یازده به بعد سیل پیغامها به سمت من روان شد که همه ابتدا از سلامتی و محل حضور خودم می پرسیدند و بعد به انحاء مختلف پیشنهاد کمک می دادند. این نشان می داد که قلب چینیها به ویژه در مواقع بحران برای ایرانیها می تپد. البته این سوای بحثهای سیاسی و اقتصادی بین دولتهای دو کشور است که قواعد و قوانین خود را دارد؛ ولی مردم در کنار همند.

 در آخر اگر چیزی می خواهید اضافه کنید، بفرمایید!

- یک نکتۀ دیگر هم بسیار مهم است که یادآوری شود این است که امدادرسانان چینی با هزینۀ شخصی خود به ایران رفته بودند؛ و این هزینه را از کارت اعتباری برداشته بودند. یعنی در واقع از بانک وام گرفته بودند که هنوز باید قسط آن را به تدریج بپردازند. اینها آدمهای معمولی مثل خود ما هستند و مرفه محسوب نمی شوند؛ با این حال بیش از 50 هزار یوان هزینۀ سفر امدادرسانی کرده بودند.

اخبار مرتبط
پیام شما
رسانه ها
برگزیده ها
• حضورمؤسسات دفاعی چین در نخستین نمایشگاه بین‌المللی امور دفاعی مصر
• حضور پنگ لی یوان و همسر رییس جمهور پاناما در تبلیغات عمومی پیشگیری از بیماری ایدز
• پیام تسلیت شی جین پینگ به مناسبت درگذشت جرج بوش رئیس جمهوری پیشین آمریکا
• تأکید سیزدهمین نشست سران گروه بیست بر حفظ سازوکار تجارت چندجانبه در جهان
• رئیس جمهوری جدید مکزیک سوگند یاد کرد
• دبیرکل سازمان ملل متحد: جلوگیری از گسترش ایدز بر سر یک "چهارراه" قرار گرفته ‌است
• چهار پیشنهاد شی جین پینگ در نشست سران گروه بیست درباره هدایت توسعه اقتصاد جهان
• بازدید بانوی اول چین از تآتر سلطنتی اسپانیا
• تمایل چین برای رسیدن به شناخت مشترک با سایر شرکت‎کنندگان در نشست سران گروه 20
• معاون نماینده دایمی چین در سازمان ملل: پشتیبانی از سازمان همکاری شانگهای برای همکاری قوی با سازمان ملل متحد ادامه دارد
• بر گزاری سمینار پنجمین سالگرد برقراری روابط راهبردی و مشارکتی همه جانبه چین و اندونزی در جاکارتا
بیشتر>>
خبرهای تصویری
بشنوید
ببینید