CRI Online

پزشک ایرانی در بیمارستان چین

GMT+08:00 || 2018-03-14 15:05:36        cri

«جواب معاینه پزشکی برای بچه بسیار خوب است. خانم حمیده از شما تشکر می‌کنم. خسته نباشید!»

در یک زایشگاه و بیمارستان زنان در شهر گوانگ جوئو، آقای یانگ هوا پزشک کودکان، یک نوزاد یک ماهۀ ایرانی را معاینه می کرد. یک پزشک خارجی هم در این بیمارستان برای حل مسئلۀ زبان به پدر و مادر ایرانی کمک می کند. این پزشک خانم حمیده از ایران است که به چینی او را هایی می نی صدا می زنند.»

«من هایی می نی هستم. پزشک آزمایشگاه بیمارستان زایمان و بیماریهای زنان گوانگ جوئو هستم. من از سال 2007 اینجا کار می‌کنم. علاوه بر کارهای عمومی، متوجه شده ام که در سالهای اخیر شمار بیماران خارجی بیشتر می‌شود. من زبانهای چینی، انگلیسی و فارسی بلدم و فکر می‌کنم که کمک به آنها برای حل مسئلۀ ارتباط وظیفۀ من است.»

خانم هایی می نی 13 سال پیش هنگام تحصیل در مالزی با آقای جونگ دانشجوی چینی آشنا شد. آنها عاشق هم شدند و ازدواج کردند. بعد از فارغ التحصیل شدن همراه با همسرش به شهر گوانگ جوئو رفت و همان جا زندگی می کند. هایی می نی می گوید:

«من به عنوان یک شهروند خارجی، وقتی تازه به چین آمده بودم، زبان چینی بلد نبودم و با مشکلات زیادی روبرو می شدم. مخصوصاً وقتی کسی کارش به بیمارستان می افتد، می داند که همۀ حرفهای پزشک بسیار مهم است. بنابراین مانع زبان برای ما مسئلۀ بسیار مهمی است. به همین دلیل بعد از آن که در بیمارستان شروع به کار کردم، احساس و نیاز مراجعان خارجی را درک می کردم و امیدوار بودم به آنها کمک کنم.»

خانم فاطمه از تونس در زایشگاه و بیمارستان زنان گوانگ جوئو با خانم حمیده آشنا شده و بچۀ اولش را به کمک او به دنیا آورده است. امسال فاطمه بچۀ دومش را باردار است. او می گوید: خانم حمیده معتمدترین دوستش در شهر گوانگ جوئو است.

«او در خیلی موارد به من کمک کرده است. هر بار که به این بیمارستان آمده ام، او برایم ترجمه کرده است. خانم حمیده یک شهروند خارجی است، ولی با چین عمیقاً آشنا است و این خیلی خوب است.»

بنا به داده‌های اداره پلیس گوانگ جو تا 25 آوریل سال 2017، 88 هزار شهروند خارجی در شهر گوانگ جوئو زندگی می‌کنند. آنها از بیش از 200 کشور و منطقۀ جهان آمده اند.

«شهر گوانگ جوئو یک شهر بین المللی است. من خیلی قدردان این شهر هستم که خیلی زود من را پذیرفت. من اینجا خانواده، دوست و بچه دارم.»

خانم حمیده به عنوان تنها کارمند خارجی زایشگاه و بیمارستان ویژۀ زنان گوانگ جوئو، نسبت به کارش احساسات خاصی دارد. طی ده سال گذشته، این کار به بخش مهمی از زندگی او تبدیل شده است. خانم هایی می نی در نظر همکارانش یک پزشک قابل اعتماد و دوست نزدیک و صمیمی است. خانم آن یا جن، همکار خانم حمیده در این باره می گوید:

«خانم هایی می نی در کار خود جدی و با دقت است. وی در عین حال یک دوست نزدیک و صمیمی است. وقتی صبحها همدیگر را می بینیم، با آغوش باز از ما استقبال می کند. همچنین روز تولد همۀ مان را حفظ کرده و در روز تولد حتماً به نوعی ما را شاد و غافلگیر می کند.»

خانم حمیده که به زبانهای فارسی، چینی و انگلیسی آشنا است، نه تنها بین بیماران خارجی و پزشکان چینی فعالانه کار ترجمه و تسهیل ارتباط را انجام می دهد، بلکه با دانش تخصصی خود در زمینه ‎‌های مختلف به دوستان خارجی کمک می‌کند. آقای امیر صدر از ایران می گوید:

«همسر من در گروه زنان ایرانی در ویچت با خانم دکتر حمیده آشنا شد. بعد از آن همسر من باردار شد و ما که هیچ تجربه ای نداشتیم، سؤالات زیادی از خانم دکتر می پرسیدیم. به کمک او بود که در روند بارداری و زایمان، هیچ مشکلی پیش نیامد.»

خونگرمی خانم دکتر حمیده در میان خارجیان شهر گوانگ جوئو معروفتر می شود. سرش هم شلوغتر می شود. آقای جونگ که خوشحالی همسرش از کمک کردن به دیگران را می بیند، از کارهای او حمایت می کند. آقای جونگ می گوید:

«او بارها به افرادی که نمی شناخت پول قرض داد. من اوایل درکش نمی کردم و احساس می کردم کار ساده لوحانه ای می کند. ولی بعداً متوجه شدم که او دلایل و منطق خود را دارد. بنابراین اگر خودش کاری را درست بداند، من از او حمایت می کنم.»

جای بسی خوشبختی است که در ده سال گذشته هیچ موردی نبوده که بیماری از او پول قرض گرفته و برنگردانده باشد. او خیلی به این افتخار می کند. مورد دیگری که او به آن افتخار می کند، موفقیت او در دریافت حق اقامت دائم در چین است. حالا او از همۀ زمینه های زندگی لذت می برد. خانم جو له ون رئیس بیمارستان می گوید:

«فکر می‌کنم هایی می نی چین و بیمارستان ما را مثل خانوادۀ خودش می داند.»

این پزشک ایرانی در میهن دوم خود، چین، زندگی سعادتمندی پیدا کرده و با کارهای خیرخواهانه اش، در میان مردم احترام زیادی کسب کرده است. یک کار خوب کوچک می تواند زندگی دیگران را تغییر دهد. یک کمک صمیمانه قدرت انتقال عشق را دارد. خانم نسرین صدر همسر آقای امیر صدر دربارۀ تجربۀ زایمان خودش می گوید:

«من هرگز آن روز را فراموش نخواهم کرد. ساعت ده شب بود که وقت زایمان رسید. به خانم دکتر حمیده زنگ زدم و در کمتر از بیست دقیقه خود را به بیمارستان رساند. تمام مدت دستم را در دستش گرفته بود. او آن شب مثل یک فرشته کنارم بود و یک فرشتۀ دیگر یعنی دخترم را تحویل من داد.»

اخبار مرتبط
پیام شما
رسانه ها
برگزیده ها
خبرهای تصویری
بشنوید
ببینید