CRI Online

محبوبیت  یک جوان ایرانی در چین

GMT+08:00 || 2018-02-10 18:38:15        cri

در سال های اخیر به دنبال تعمیق تبادلات فرهنگی چین و کشورهای خارجی، بسیاری از چهره های خارجی در تلویزیون و سینمای کشور دیده می شوند. آنان ضمن نمایش توانایی های خود، برنامه های تلویزیونی و سینمای چین را غنی تر و بین المللی تر کرده اند.

امروز، داستان یک جوان ایرانی در عرصه سینما و تلویزیون چین را می بینیم.

" سلام ، من هوآ بوبو(آرشى)هستم. از کشور ایران آمده ام. خیلی خوشحالم كه شما بينندگان تلوزيون ، هر شب بعد از شام برنامه 《قصه هاى هوا بوبو(آرشى)》رو تماشا می کنید. تشکر."

در این برنامه آرش استیلاف یک جوان ایرانی با لهجه ی روان شانگهای صحبت می کند. در میان چهره های خارجی که در سینما و تلویزیون چین فعالند، آرش فردی شناخته شده است.

او دانشجوی دکترای دانشگاه تاتر شانگهای و همچنین مجری برنامه هاى مختلف شبكه هاى ملى چين از جمله برنامه "مذاكرات غیر رسمی" كه سه سال و نیم هر جمعه شب با پرچم ايران از شبكه ملى هوبی پخش ميشود هست .

او با حضور در برنامه های پربیننده تلویزیونی "استعداد طنزپردازی" و برنامه سال تحويل عيد چينى ها " و "برترین مجری های چین"و با بازیگری در سریال های پرطرفدار مانند "سرود شادی" "شرلوك همز""طلوع خورشيد""روزگار جوانى"و .... از محبوبیت زيادى میان بینندگان چینی برخوردار است.

او همچنین چهره تبلیغاتیه چند برند چینی و خارجی مثل نوشیدنی ، گوشیه موبایل، دارو ، پوشاک و موسسات آموزشی زبان و غیره میباشد . طوری که در خیابان های چین پستر او را میتوان دید

طرفداران چينى او به علت شباهت اسم چينى آرشى (بو بو) به (اسفناج ) خود را "اسفناج " يعنى طرفدار آرشى معرفى ميكنند . او حالا در چين طرفداران زيادى دارد .كه اكثر آنها دختران جوان(اسفناج مؤنث)هستند .

نام چینی آرش هوآ بوبو است، هوآ در زبان چینی به معنی چین و بو به معنی پارسی و ایرانی است و به این ترتیب اسم وی به معنی ترکیبی از يك چينى كه ايرانى هست ميباشد.

آرش با اشاره به توجه و پشتیبانی مردم و طرفدارانش از خود می گوید:

"واقعا من را تحت تاثیر قرارداده اند، آنان برايم كادوهايى كه خودشان دست ساز درست كرده اند ميفرستند ، آنان با دقت برایم دفترچه یادگاری ساخته اند،. برخی حرکات و حرف ها و عکس های من را در این دفترچه قرار داده اند. گاهی از زحماتشان گریه ام می گیرد."

با یادآوری روزهای اول ورود به چین، آرش به سبب دلتنگی زادگاه و والدینش، احساس تنهایی می کرد. اما خیلی زود راهی برای ترک تنهایی، یعنی صحبت کردن، پیدا کرد. هر زمان با معلمان یا همکلاسی هایش درباره زندگی و آینده صحبت می کرد، دیگر احساس تنهایی نمی کرد و روحیه اش شاد می شد. او آرام آرام به زندگی در چین عادت کرد و زندگی شاد با دیگران را یاد گرفت.

یک نکته دیگر که آرش به آن اشاره میکند و برای ما خیلی جالب است درون گرایی آرش است.

چین که آمدم، با هر کسی که می دیدم، با نگهبان دانشگاه، با راننده تاکسی، با همه صحبت می کردم و اصلا هم خجالت نمی کشیدم، محیط دانشگاه خلقیات من را خیلی تغییر داد. با همه صحبت می کردم. بعد از ورود به محیط دانشگاه دیدم که خارجیهای دیگر چقدر راحت با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و خیلی به هم محبت میکنند. قرار گرفتن در محیط دانشگاه در چین، یک دفعه ذهنیت من و همینطور رفتار و اخلاق من را تغییر داد و من از یک فرد درون گرا به یک فرد برون گرا تبدیل شدم."

او اضافه کرد"دانشگاهی که روزی آرزوی درس خواندن در آنرا داشتم ، امروز استاد دانشگاهش هستم"

امروز آرش در دانشگاه شانگهای تدریس رشته رسانه هاى جديد و مجرى گرى به دانشجویان چینی نیز میکند.

بعد از فراگیری زبان چینی، آرش همیشه آرزو داشت روزی به اولین مجری ایرانی در تلویزیون چین تبدیل شود و حالا او با کوشش و پشتکار خود توانسته به این آرزو جامه ی حقیقت بپوشاند ، طورى كه گاهى در هفته سه برنامه متفاوت و ثابت تلوزيونى در شبكه هاى ملى چين اجرا ميكند . او به عنوان مجری چند زبانه در تلویزیون چین مشغول به کار هست .

آرش به غیر از مجریگری در بسیاری از سریالها و فیلمها و برنامههای تلویزیونی چین حضور داشته و چند آهنگ چينى (رَپ و آر & بى) نيز به ماركت چين ارائه داده و محبوب شده.

يكى از معروف ترين برنامه هايى كه آرشى را در آن ميبينم "برنامه استعداد هاى كمدى برتر چين"هست .

با توجه به اينكه آرش زبان و لحجه هاى بسيارى از مناطق مختلف چين را صحبت ميكند ،

او در اين برنامه روش هاى آموزش و تربيت فرزندان را در نقاط مختلف جهان(هند ، ايران، كره،تايوان،پكن،شانگهاى، شمال و جنوب و ... چين) با تقليد لحجه هاى خنده دار و مختلف به طنز ميكشاند .

با توانمندی بالا در تقلید و نمایش و میمیک صورت خنده دار، بیشتر چینی ها به این جوان ایرانی علاقه پیدا کرده اند. استعدادهای آرش مورد تایید بسیار قرار گرفته و زندگی اش نیز متنوع تر شده، به این سبب اراده اش در راه بازیگری راسخ تر شده است.

"لانگ هون دا"، یکی از داورهای این برنامه تلویزیونی پربیننده آرش را اینطور ارزیابی می کند:

: آرشى استعداد بینظیری در بازیگری دارد. من با خارجیهای زیادی که در چین به مدت طولانی زندگی کردهاند آشنا هستم. ممکن است آن ها در یک زمینه خاص توانایی خوبی داشته باشند. اما تواناییهای جامع آرشى از هر نظر بی شک بهترین آن هاست.

تحت تشویق استاد چینی و علاقه بینندگان، آرش در راه بازیگری گام برداشت. اما چنین گزینشی بین او و پدرش مشکل ایجاد کرده است.

پدر آرش یک تاجر است و بیش از بیست سال با چین ارتباط تجاری دارد. بیشتر اعضای خانواده اش نیز مشغول کار تجاری هستند. به نظر پدرش آموزش تجارت و مدیریت بازرگانی و تحویل گرفتن کار تجارت خانواده بهترین گزینش آرش به شمار می رود. اما آرش بازیگری را که درآمد ثابت ندارد، انتخاب کرد، پدرش هم چنین گزینشی را درک نمی کند.

آرش برای این که پدرش را از انجام فعالیتش راضی کند و پشتیبانی او را نیز جلب کند، به سختی کار کرده و توانایی خود را به طور همه جانبه افزایش می دهد. بعد از کسب مدرک کارشناسی ارشد در رشته گويندگى و مجری گری ، علاوه بر اجرا در صدا و سيماى چين در دانشگاه تاتر شانگهای در مقطع دکترا رشته مديريت رسانه و كارگردانى نيز تحصیل می کند.

او همیشه به گفته، "لو شون" نویسنده معاصر و معروف چین، توجه دارد:

"آقای لوشون می گوید: هنگامی که دیگران زمان را برای نوشیدن قهوه صرف می کردند، من در همان وقت، کار می کردم. من از این جمله لو شون آموختم."

تلاش آرش سبب شد تا نگاه والدینش با شغل او تغییر کند. در سال 2015 میلادی، آرش همانند گذشته در تلویزیون ماهواره ای هوبی در ضبط برنامه هفتگی "مذاكرات غیر رسمی " حضور داشت، پدر و مادر او بدون اطلاع قبلی وارد استودیوی ضبط شدند.

"چه طور به این جا آمدید؟!"

مجری : وقتی فرزندتان را دیدید، چه می خواهید به او بگویید؟"

مادر: میخواهم بگویم خیلی دوستت دارم، تو افتخار کل خانواده ما هستی!"

پدرش ميگويد"هر پدر و مادری نگران بچه اش است، چه بسا که آرش با ما فاصله زیادی دارد، معمولا ما انسان ها هر کسی را که دوست داشته باشیم، همیشه نگرانش هستیم، فرزند، یکی از اعضای خانواده است که همه پدر و مادرها تا زنده هستند، نگران فرزندانشان هستند."

آرش در سن 17 سالگی وارد چین شد. امسال برابر با دوازدهمین سال زندگی او در چین است. به قول او، یک سوم زندگی اش در چین سپری شده است. چین فضای توسعه گسترده و زندگی جالبی که قبلا اصلا به آن فکر نکرده بود را به او داده است.

بزرگ ترین آرزوی این چین شناس این است که با مهارت خود آشنایی متقابل بین مردم دو کشور را افزایش دهد و دوستی دو کشوررا عمیق تر سازد.

"حقیقت این است که پدر من از خیلی سال ها با چین کار تجارت انجام می دهد و من از کوچکی دوست داشتم چین را ببینم و پدرم همیشه در خانه می گفت، چینی ها خیلی آدم های خوبی هستند و این ذهنیت خوبی برای من از چین درست کرده بود. همیشه فکر می کردم اگر من یک روز به چین بروم، کولاک می کنم."

حالا بزرگ ترین آرزوی آرش، شناخت و دوستی متقابل مردم چین و ایران است. گرچه دوستی دو کشور دیرینه است، اما شناخت کافی نسبت به یکدیگر ندارند.

امیدوارم که بتوانیم همکاری خوبی با هم داشته باشیم و من بتوانم به عنوان تنها ایرانی که آمده و به عنوان کارگردان، مجری و بازیگر در عرصه تاتر و سينما فعاليت ميكنه ، به عنوان یک پل ارتباطى بين ایران و چین باشم و چند کار خوب هنرى فرهنگى مشترك انجام بدهيم که باعث افتخار دو کشور باشد. او مصاحبه خود را با اين بيت شعر به اتمام ميرساند ؛ ايران خانه اول ، و چين خانه دوم من هست ، نمی خواهم به تن سر بماند، فقط ايران ، ایران بماند . يا على مدد "

 

اخبار مرتبط
پیام شما
رسانه ها
برگزیده ها
خبرهای تصویری
بشنوید
ببینید