CRI Online

محبوبیت  یک جوان ایرانی در چین

GMT+08:00 || 2017-09-30 10:20:01        cri

در سال های اخیر به دنبال تعمیق تبادلات فرهنگی چین و کشورهای خارجی، بسیاری چهره های خارجی در تلویزیون و سینمای کشور دیده می شوند. آنان ضمن نمایش توانایی های خود، برنامه های تلویزیونی و سینمای چین را غنی تر و بین المللی تر کرده اند. در امروز، داستان یک جوان ایرانی در عرصه سینما و تلویزیون چین را می بینیم.

" سلام ، من هوآ بوبو هستم. از کشور ایران آمده ام. خیلی خوشحالم شما پس از صرف شام قصه هوا بوبو را گوش می کنید. تشکر."

در این برنامه آرش استیلاف یک جوان ایرانی با لهجه ی روان شانگهای صحبت می کند. در میان چهره های خارجی که در سینما و تلویزیون چین فعالند، آرش فردی شناخته شده است. او دانشجوی دکترای دانشگاه تاتر شانگهای و همچنین مجری تلویزیون شانگهای و برنامه "گفت و گوهای غیر رسمی" تلویزیون ماهواره ای هوبی است. او با حضور در برنامه های پربیننده تلویزیونی با عنوان "استعداد طنزپردازی" و "می خواهم به شب نشینی عید بهار بپیوندم" و سریال های پرطرفدار مانند "سرود شادی" از محبوبیت میان بینندگان چینی برخوردار است. او حالا در ویبلوگ طرفداران خاصی به نام طرفداران بوبو دارد.

نام چینی آرش هوآ بوبو است، هوآ در زبان چینی به معنی چین و بو به معنی پارسی و ایرانی است و به این ترتیب اسم وی به معنی ترکیبی از ایرانی و چینی است.

آرش با اشاره به توجه و پشتیبانی مردم از خود می گوید:

"واقعا من را تحت تاثیر قرارداده اند، آنان با دقت برایم دفترچه یادگاری ساخته اند، برخی حرکات و حرف ها و عکس های من را در این دفترچه قرار داده اند. گاهی از زحماتشان گریه ام می گیرد."

با یادآوری روزهای اول ورود به چین، آرش به سبب دلتنگی زادگاه و والدینش، احساس تنهایی می کرد. اما خیلی زود راهی برای ترک تنهایی، یعنی صحبت کردن، پیدا کرد. هر زمان با معلمان یا همکلاسی هایش درباره زندگی و آینده صحبت می کرد، دیگر احساس تنهایی نمی کرد و روحیه اش شاد می شد. او آرام آرام به زندگی در چین عادت کرد و زندگی شاد با دیگران را یاد گرفت.

یک نکته دیگر که آرش به آن اشاره می‌کند و برای ما خیلی جالب است درون گرایی آرش است.

 صچین که آمدم، با هر کسی که می دیدم، با نگهبان دانشگاه، با راننده تاکسی، با همه صحبت می کردم و اصلا هم خجالت نمی کشیدم، محیط دانشگاه خلقیات من را خیلی تغییر داد. با همه صحبت می کردم. اما بعد از ورود به محیط دانشگاه دیدم که خارجی‌های دیگر چقدر راحت با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و خیلی به هم محبت می‌کنند. قرار گرفتن در محیط دانشگاه در چین، یک دفعه ذهنیت من و همین‌طور رفتار و اخلاق من را تغییر داد و من از یک فرد درون گرا به یک فرد برون گرا تبدیل شدم."

بعد از فراگیری زبان چینی، آرش همیشه آرزو داشت روزی به اولین مجری ایرانی در تلویزیون چین تبدیل شود و حالا او با کوشش‌ و پشتکار خود توانسته به این آرزو جامه ی حقیقت بپوشاند و به عنوان مجری دو زبانه در تلویزیون شانگهای مشغول به کار شود. آرش به غیر از مجری‌گری در بسیاری از سریال‌ها و فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی چین حضور داشته و اکنون محبوب شده است.

" من ایرانی هستم و اسم چینی من هوا بو، است. من خیلی حرف می زنم. مشاهده کرده ام که روش آموزش کشورهای مختلف متفاوت است. برای مثال اگر نتیجه امتحان کودکان خوب نباشد، واکنش های والدین کشورهای مختلف فرق می کند، مثلا یک دوست تایوانی دارم، وقتی بچه اش نتیجه امتحان خوبی نداشته باشد، به این شکل به فرزندش می گوید، هزینه تحصیلی برایت فراهم نکردم؟ غذای لذیذ نخوردی؟ چرا امتحانت این قدر بد شده است، واقعا شرمنده ام. "

با توانمندی بالا در تقلید و نمایش و میمیک صورت خنده دار، بیشتر چینی ها به این جوان ایرانی علاقه پیدا کرده اند. استعدادهای آرش مورد تایید بسیار قرار گرفته و زندگی اش نیز متنوع تر شده، به این سبب اراده اش در راه بازیگری راسخ تر شده است.

"لانگ هون دا"، یکی از داورهای این برنامه تلویزیونی پربیننده آرش را اینطور ارزیابی می کند:

: آرش استعداد بی‌نظیری در بازیگری دارد. من با خارجی‌های زیادی که در چین مدت طولانی زندگی‌ کرده‌اند آشنا هستم. ممکن است آن ها در یک زمینه خاص توانایی خوبی داشته باشند. اما توانایی‌های جامع آرش از هر نظر بی شک بهترین آن هاست.

تحت تشویق استاد چینی و علاقه بینندگان، آرش در راه بازیگری گام برداشت. اما چنین گزینشی بین او و پدرش مشکل ایجاد کرده است.

پدر آرش یک تاجر است و بیش از بیست سال با چین ارتباط تجاری دارد. بیشتر اعضای خانواده اش نیز مشغول کار تجاری هستند. به نظر پدرش آموزش تجارت و مدیریت بازرگانی و تحویل گرفتن کار تجارت خانواده بهترین گزینش آرش به شمار می رود. اما آرش بازیگری را که درآمد ثابت ندارد، انتخاب کرد، پدرش هم چنین گزینشی را درک نمی کند.

آرش برای این که پدرش را از انجام فعالیتش راضی کند و پشتیبانی او را نیز جلب کند، به سختی کار کرده و توانایی خود را به طور همه جانبه افزایش می دهد. بعد از کسب مدرک کارشناسی ارشد در رشته مجری گری و بازیگری سینما و تلویزیون، او همچنین در دانشگاه تاتر شانگهای در زمینه دکترای کارگردانی و رسانه های جدید تحصیل می کند.

او همیشه به گفته، "لو شون" نویسنده معاصر و معروف چین، توجه دارد:

"آقای لوشون می گوید: هنگامی که دیگران زمان را برای نوشیدن قهوه صرف می کردند، من در همان وقت، کار می کردم. من از این جمله لو شون آموختم."

تلاش آرش سبب شد تا نگاه والدینش با شغل او تغییر کند. در سال 2015 میلادی، آرش همانند گذشته در تلویزیون ماهواره ای هوبی در ضبط برنامه هفتگی "گفت و گوهای غیر رسمی " حضور داشت، پدر و مادر او بدون اطلاع قبلی وارد استودیوی ضبط شدند.  

"چه طور به این جا آمدید؟!"

مجری : وقتی فرزندتان را دیدید، چه می خواهید به او بگویید؟"

مادر: میخواهم بگویم خیلی دوستت دارم، تو افتخار کل خانواده ما هستی!"

"هر پدر و مادری نگران بچه اش است، چه بسا که آرش با ما فاصله زیادی دارد، معمولا ما انسان ها هر کسی را که دوست داشته باشیم، همیشه نگرانش هستیم، فرزند، یکی از اعضای خانواده است که همه پدر و مادرها تا زنده هستند، نگران فرزندانشان هستند."

آرش در سن 17 سالگی وارد چین شد. امسال برابر با دوازدهمین سال زندگی او در چین است. به قول او، یک سوم زندگی اش در چین سپری شده است. چین فضای توسعه گسترده و زندگی جالبی که قبلا اصلا به آن فکر نکرده بود را به او داده است. آرش الان در دانشگاه شانگهای تدریس رشته رسانه و کارگردانی به دانشجویان چینی نیز می کند.  بزرگ ترین آرزوی این چین شناس این است که با مهارت خود آشنایی متقابل بین مردم دو کشور را افزایش دهد و دوستی دو کشوررا عمیق تر سازد.  

"حقیقت این است که پدر من از خیلی سال ها با چین کار تجارت انجام می دهد و من از کوچکی دوست داشتم چین را ببینم و پدرم همیشه در خانه می گفت، چینی ها خیلی آدم های خوبی هستند و این ذهنیت خوبی برای من از چین درست کرده بود. همیشه فکر می کردم اگر من یک روز به چین بروم، کولاک می کنم."

حالا بزرگ ترین آرزوی آرش، شناخت متقابل مردم چین و ایران است. گرچه دوستی دو کشور دیرینه است، اما شناخت کافی نسبت به یکدیگر ندارند.

امیدوارم که بتوانیم همکاری خوبی با هم داشته باشیم و من بتوانم به عنوان تنها ایرانی که آمده و به عنوان کارگردان، مجری و بازیگری و تاتر انجام می دهد، بتوانم به عنوان یک پل ایران و چین باشم و بتوانیم یک کار خوب انجام دهیم که باعث افتخار دو کشور باشد. من هم نسبت به ایران خیلی عرق ملی دارم و می گویم، نمی خواهم به تن سر بماند، ایران بماند."

اخبار مرتبط
پیام شما
رسانه ها
برگزیده ها
خبرهای تصویری
بشنوید
ببینید