CRI Online

لذت خوراک خوشمزه و روی خوش در تنها رستوران ایرانی جین جیانگ

GMT+08:00 || 2017-09-08 21:54:03        cri

تقریبا از زمان شام به رسم چینی ها گذشته بود و ما هنوز آدرس رستوران را در "جین جیانگ" پیدا نکرده بودیم!

تا این که بالاخره، یکی از همکاران از تلویزیون چوان جوئو، من و دو همکار چینی ام را با خودروی شخصی اش، به رستوران رساند. در ساعتی که ما رسیدیم، تقریبا همه چینی ها شام خود را تمام کرده بودند. برای همین، رستوران در آن ساعت خالی بود، از پشت شیشه، تنها یک مرد چینی را دیدیم که روی تخت گوشه رستوران دراز کشیده بود!

من و همکارم نگاه تردیدآمیزی به هم کردیم، اما درست آمده بودیم، تابلوی سر در رستوران "فرید" نام داشت!

داخل رفتیم و مرد چینی گفت که آقای فریبرز، به همراه همسرش برای خرید لوازم فرزندش به فروشگاه رفته است و به زودی برمی گردد!

قطعا، پسر کوچولوی دوماهه آقای فریبرز این روزها وقت زیادی از پدر می گیرد!

وارد رستوران شدیم و پشت میزی نشستیم. همکارم که دوست جدیدمان را دعوت کرده بود، نگران به نظر می رسید!

به آهستگی به من گفت، "فکر می کنم ما دیر رسیدیم و الان هیچ غذایی برای خوردن نیست! اما من این خانم را برای خوردن غذای ایرانی دعوت کرده ام!"

راستش، عطر هیچ نوع غذا، نه ایرانی و نه چینی، به مشام نمی رسید!

اما با رسیدن آقای فریبرز و گفتن این جمله که اجازه بدید گفت و گویمان را بعد از شام شروع کنیم، خیالمان راحت شد!

آقای فریبرز زارعی بهجانی، تنها ایرانی رستوران دار در شهر "جین جیانگ" استان "فوجیان" معتقد است که باید غذای تازه برای مشتری سرو کرد. او می گوید، اگر دیدید در یک رستوران ،غذا را دیر برایتان سرو کردند، نه تنها عصبی نشوید، بلکه خوشحال هم باشید، چون قرار است غذای تازه و سالم روی میز شما گذاشته شود!

فریبرز که همراه غذای ایرانی، غذای 6 کشور دیگر را نیز در رستورانش سرو می کند، باور دارد که آشپزی، عشق می خواهد و خلاقیت و استعداد!

او خدا را شاکر است که در کارش، همه این توانایی ها را دارد و بر همین اساس، تصمیم گرفته است تا به تنهایی در شهری که کم تر ایرانی و حتی خارجی در آن رفت و آمد دارد، رستورانش را راه اندازی کند.

این هموطن، در سال 2011 برای کار در رستوران یکی از دوستانش در گوانگ جو وارد چین شد. او که در ایران مغازه دار بود و مدیریت یک پروژه کاری را نیز عهده دار بود، تصمیم به تغییر گرفت. برای همین، مدتی در رستوران "رعنا" در گوانگ جو مشغول شد. اما با توجه به هزینه سنگین رستوران، این کار تعطیل شد. در ماه رمضان سال 2013 او که به ایران بازگشته بود، بار دیگر به چین آمد، اما بعد از بسته شدن رستوران رعنا، تصمیم گرفت خود این کار را انجام دهد و خواست که با یک دوست چینی فارسی زبان کارش را شروع کند. مشکل عمده رستوران داری، مساله دودکش آشپزخانه رستوران است که او و دوست چینی اش نتوانستند برای این مساله مجوز بگیرند و به این ترتیب برای همکاری به نتیجه نرسیدند. ولی فریبرز بر تصمیم خود مصمم بود و همچنان جویای کار، تا این که یکی از دوستانش پیشنهاد داد تا در یک رستوران ایرانی که به مدیر و همکار نیاز دارد فعالیت خود را شروع کند. به این ترتیب او به شهر "شی شی" رفت و یک سال به صورت حقوقی کار کرد و یک سال هم رستوران را اجاره کرد و با مدیریت خود مشغول شد. پس از مدتی، او به ایران برگشت و پس از چند ماه برای این که کار خود را تداوم ببخشد به چین بازگشت. حالا به مدت 3-4 ماه است که رستوران خود را راه اندازی کرده است. او البته یک شرکت تجاری را هم در کنار رستوران، مدیریت می کند. به این ترتیب او دارای دو مجوز رستوران و شرکت است. دوست ایرانی، درباره فعالیت شرکتشش می گوید: "با این مجوز می توانم هر سفارشی که در چین داشته باشیم را ثبت، خرید و ارسال کنم.

می توانم برای مشتریان هر گونه خریدی انجام دهم."

اما کار اصلی فریبرز که خود نیز مایل است آن را بیشتر گسترش دهد، رستوران داریست.

او در انتظار پروانه کسبش است تا بتواند تبلیغات اینترنتی اش را شروع کرده و فروش اینترنتی راه اندازی کند.

فریبرز در حال حاضر به تنهایی کار آشپزی را انجام می دهد و علاوه بر پخت غذای ایرانی، غذای هندی، عربی، پاکستانی، ... را هم سرو می کند. اما با شروع فروش اینترنتی، او غذای چینی را هم به منوی رستوران اضافه خواهد کرد و برای همین در جست و جوی یک آشپز ماهر چینی است. او می گوید، "همان طور که روی تابلوی رستوران نوشته شده، خورا ک این جا حلال است، برای همین من خودم گوسفند را سر می برم و در صورت ضرورت برای خرید، حتما گوشت حلال خرید می کنم."

فریبرز که قصد دارد یک شعبه هم در شهر شی شی، راه اندازی کند، می گوید: "برای من مهم است که نام ایران را در این زمینه گسترش دهم، می خواهم مثل مک دونالد و کی اف سی، شعبه های بسیار راه اندازی کنم. حالا هم که این جا را حفظ کرده ام برای من و ایرانی ها مایه افتخار است، فعالیت رستوران داران ایرانی دیگر در شهرهای دیگر نیز

مایه ی افتخار است."

او البته یک نکته مهم در شغل خود را نیز، داشتن اخلاق خوب می داند و می گوید: "اگر من بهترین و لذیذترین غذا را در رستوران آماده کنم اما روی خوش نداشته باشم، به طور حتم مشتری برای بار دوم به رستوران نخواهد آمد." او

می گوید، "همان طور که نام ایران برایم مهم است، باید در جادوادن نگه داشتن آن نیز تلاش کنم، چرا که آن ها که من را بشناسند، می گویند رییس رستوران ایرانی است ولی غذایش هندیست، یعنی خطایی از من باشد می دانند که از من ایرانی است. ولی من همواره سعی کرده ام افتخار آفرینی کنم و تا جایی که بتوانم حفظش کنم و در عین حال برای پیشبرد اهدافم تلاش کنم، نه این که پسروی داشته باشم."

فریبرز حضور همسرش را انگیزه و دلگرمی اصلی خود در کارش می داند و می گوید، "با این که همسرم از موقعیت اجتماعی و تحصیلات بالا برخوردار است، اما همواره در فراز و نشیب ها همراه من بوده است و حالا با حضور فرزندمان، تلاشمان بیش از پیش خواهد بود!"

شام لذیذی که فریبرز برای ما آماده کرده بود و گفت و گو با او و خانواده صمیمی اش، سبب شد که ما تا دیروقت در رستوران بمانیم، و البته این برای یک چینی، حتما یک تجربه استثنایی خواهد بود!

اخبار مرتبط
پیام شما
رسانه ها
برگزیده ها
خبرهای تصویری
بشنوید
ببینید