نقش اجتناب‌ناپذیر چین در حل چالش‌های اقتصادی- کوویدی جهان؛ ضرورت پرهیز از جنگ سرد
  • 2021
  • 19/08
  • 19:21:55

«جو بایدن» رئیس جمهور آمریکا هنگام سخنرانی در نشست گروه 7 در ماه ژوئن سال جاری میلادی (2021)، تاکید کرد که آنچه ضرورت دارد، ایجاد نظم نوین جهانی مبتنی بر ائتلاف و اتحاد ارزش ها توسط کشورهای متحد است؛ این در حالیست که کشورهای اروپایی و ژاپن به منظور ایجاد این نوع نظم جهانی مجبورند به جانبداری از آمریکا علیه چین بپردازند!

با توجه به اهمیت چین در اقتصاد جهان امروز، بعید است که دولت آمریکا در انجام این طرح های خود موفق باشد؛ همکاری با چین یک اصل ضروری برای اتحادیه اروپا و ژاپن محسوب می شود چرا که بدون حضور چین، این کشورها در روند احیا و برون رفت خود از تاثیرات ناشی از پاندمی ویروس کرونا که باعث رکود اقتصادی جهان شده است، به سختی خواهند افتاد.

گسترش نابرابری های اقتصادی جهان، فروپاشی و سقوط قشر متوسط و همچنین کاهش رشد اقتصادی همگی باعث تشدید پوپولیسم و عوام گرایی در آمریکا و اروپا شده که به صورت فرعی در شیوع سریع ویروس در این کشورها نیز نقش مهمی ایفا کرده است؛ به این ترتیب، آمریکا در این رویکرد خود و بدون تقویت اتحادش با اتحادیه اروپا و ژاپن جهت تقابل با چین، احتمالا به موفقیتی نخواهد رسید.

سؤال اینجاست که با این اوصاف، آمریکا و اتحادیه اروپا و ژاپن چه کاری باید انجام دهند؟

در پاسخ به این سؤال باید گفت که این کشورها باید به جای تلاش برای سرکوب ظهور چین، جهت رسیدن به یک رفاه مشترک از طریق همکاری با چین و سایر کشورهای آسیایی تلاش کنند آن هم در شرایطی که اقتصادهای آمریکا، اتحادیه اروپا و ژاپن با اقتصاد چین گره خورده اند؛ در واقع، اقتصادهای توسعه یافته تنها زمانی می توانند بر بحران های اقتصادی و کووید-19 غلبه کنند که با چین و سایر اقتصادهای نوظهور آسیایی همکاری داشته باشند.

در دهه دوم قرن حاضر، میزان رشد اقتصاد کشورهای توسعه یافته پس از فروپاشی «برادران لیمن» (چهارمین بانک سرمایه‌گذاری در ایالات متحده آمریکا) و بحران یورو معادل 1 درصد برآورد شد؛ این در حالیست که در مقابل، اقتصادهای چین و هند با نرخ سالانه بیش از 6 درصد در حال رشد و توسعه بودند!

نقش اجتناب‌ناپذیر چین در حل چالش‌های اقتصادی- کوویدی جهان؛ ضرورت پرهیز از جنگ سرد_fororder_nsr-01

چین در سال 2010 میلادی به دومین اقتصاد بزرگ دنیا تبدیل شد و از ژاپن پیشی گرفت و در سال 2014 میلادی نیز در زمینه تولید ناخالص داخلی (برابری قدرت خرید) به عنوان بزرگ ترین اقتصاد دنیا جایگزین آمریکا گشت.

از طرف دیگر، بانک جهانی و صندوق بین المللی پول پیش بینی می کنند که چین تا سال 2030 میلادی حتی از نظر تولید ناخالص داخلی (اسمی) نیز از آمریکا پیشی خواهد گرفت و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نیز اعلام کرده است که چین و هند تا سال 2060 به بزرگ ترین اقتصادهای دنیا تبدیل خواهند شد.

بسیاری بر این باورند که انتخاب بایدن به عنوان رئیس جمهور آمریکا، باعث برگشت آمریکا به موقعیت رهبری جهان می شود و روابط بین المللی نیز به وضعیت سالم خود برخواهند گشت اما این در حالیست که آمریکا رویکرد محتاطانه خود در قبال چین و سیاست تهاجمی اش در زمینه راهبرد هند-اقیانوسیه را تغییر نداده است.

یک مثال معمول از این سیاست آمریکا اصطلاح گروه استراتژیک «کواد» (QUAD) به معنای ائتلاف غیر رسمی آمریکا، ژاپن، هند و استرالیا بر اساس ارزش های دموکراسی و آزادی و با هدف نظارت بر ظهور چین است؛ آمریکا در حال حاضر بدنبال گسترش این گروه با حضور کشورهای جمهوری کره (کره جنوبی)، ویتنام و فرانسه است!

آمریکا به شدت در قبال چین محتاطانه رفتار می کند چرا که نگران است که دیر یا زود موضع ابرقدرتی خود در جهان را از دست بدهد؛ به همین دلیل است که واشنگتن تلاش می کند تا قبل از اینکه چین از نظر قدرت نظامی و تکنولوژی پیشرفته از آمریکا پیشی بگیرد، آن را سرکوب سازد.

اگرچه ژاپن و اروپا متحدان سیاسی آمریکا محسوب می شوند، اما این نکته را درک کرده اند که آنچه ضرورت دارد حفظ روابط اقتصادی با چین به منظور تسهیل احیای اقتصادی اشان و برون رفت آنها از پاندمی کروناست اما این احتمال وجود دارد که آمریکا این بار اجازه جدایی در روابط اقتصادی و سیاسی را ندهد.

به نظر می رسد که چین بدنبال آغاز جنگ نیست چرا که هیچ دلیلی برای انجام این کار ندارد چرا که در صورت ادامه رشد پایدار اقتصادی چین، این کشور مطمئنا از نظر اقتصادی از آمریکا سبقت خواهد گرفت. اما اگر آمریکا درگیری نظامی با چین را آغاز کند، ژاپن احتمالا مجبور می شود که به آمریکا ملحق گردد.

بنابراین هر گونه تلاش برای جلوگیری از وقوع احتمالی جنگ بین چین و آمریکا باید عملی گردد چرا که حتی بروز یک جنگ محدود بین این دو کشور، برای کل بسیار ویران گر خواهد بود و تا مدت ها مانع توسعه منطقه ای می گردد.با این حال احتمال نیز وجود دارد آمریکا بدنبال ایجاد جنگ بین کشورهای آسیایی باشد تا از رویارویی مستقیم با چین جلوگیری کند!

حقیقت این است که ژاپن و کشورهای عضو اتحادیه اروپا باید در مسیر تقویت اقتصاد جهان با هماهنگ سازی سیاست گذاری هایشان و همچنین همکاری با چین، هند و کشورهای عضو آ سه آن (انجمن ملل جنوب شرق آسیا) کمک کنند؛ کشورهای آسیای شرقی از جمله ژاپن، چین و کره جنوبی نیز که از نظر قدرت اقتصادی در سطح برتر جهانی قرار دارند، باید با یکدیگر در مسیر ایجاد یک نظم مناسب تر جهانی همکاری داشته باشند نه اینکه قدرت نظامی اشان را گسترش دهند و باعث تشدید تنش ها و درگیری با یکدیگر گردند.

ماموریت بشر در شرایط فعلی باید ایجاد یک نظم نوین جهانی بر اساس صلح و رفاه و پیشبرد توسعه جهان باشد.

  • GMT+08:00
  • /