حمایت روزنامه «نیویورک تایمز» از چین در برابر خودشیفتگی های استراتژیکی آمریکا
  • 2021
  • 13/04
  • 14:38:18

یک ستون نویس مشهور آمریکایی به نام «توماس فریدمن» اخیرا مقاله ای در روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» منتشر کرده که بحث های داغی به راه انداخته است؛ در این مقاله تحت عنوان «چین بنا بر دلایلی منطقی، دیگر احترامی برای آمریکا قائل نیست»، با استناد به مجموعه ای از حقایق تاکید شده است که چین شاهد این است که جامعه آمریکا قادر به انجام هیچ کاری در بحبوحه اختلافات و نزاع های داخلی در این کشور نیست و به عبارت دیگر، شرایط آمریکا همچون هزاران موجی است که تنها با پرتاب یک سنگ در سطح آب ایجاد می شوند.

حمایت روزنامه «نیویورک تایمز» از چین در برابر خودشیفتگی های استراتژیکی آمریکا_fororder__20210325171851

با وجود مسدود شدن دسترسی بسیاری از کاربران به صفحه روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز»، همچنان هزاران نفر در قسمت نظرات این مقاله، دیدگاه های خود را ثبت کرده اند؛ مخالفان این مقاله به انتقاد از حمایت و جانبداری نویسنده آن از چین پرداخته اند و حامیان این مقاله نیز تاکید کرده اند که نویسنده این مقاله به بررسی دردها و ضعف های موجود در جامعه آمریکا پرداخته است.

در این بین عده ای نیز این سؤال را مطرح کرده اند که «چرا چین و سایر کشورها مجبورند به آمریکا احترام بگذارند؟» و «چرا آمریکا مورد احترام سایر کشورهاست؟»

سؤال خوبی است!

اینطور به نظر می رسد که از دیدگاه آمریکا، اینکه این کشور در کانون توجه سایر کشورها باشد، امری عادی است.

«مک مستر» فرمانده بازنشسته ارتش آمریکا و دستیار سابق امنیت ملی رئیس جمهور این کشور پیشتر ضمن تاکید بر اینکه سیاست خارجی آمریکا بعد از جنگ سرد وارد یک «خودشیفتگی استراتژیک» شده، تاکید کرده است که آزادی و دموکراسی به شیوه ای اجتناب ناپذیر گسترش پیدا خواهند کرد و این روندی بی نظیر در جهان است.

بر این اساس، در طول سال های اخیر و به ویژه از زمان ریاست «دونالد ترامپ» رئیس جمهور سابق آمریکا در کاخ سفید، فرهنگ خودشیفتگی آمریکایی به یک کانون تحقیقاتی در زمینه روانشناسی اجتماعی بین الملل تبدیل شد؛ یک نظریه روانشناسی وجود دارد که می گوید که خودشیفتگان از افشای نقایص خود به شدت هراس و در نوشتن خطایا بسیار تبحر دارند و از تخیل کمال گرایانه خود برای جبران نقص هایشان استفاده می کنند.

با این حال، از آنجایی که چیزی تحت عنوان «بی عیب و نقص بودن» در خیال وجود ندارد، استراتژی این خودشیفتگان نیز محکوم به شکست است و در اینجاست که خودشیفتگان در اغلب موارد دیگران را مقصر می دانند و برای جلوگیری از تحمل رنج ناکامی هایشان، شروع به حمله می کنند.

خودشیفتگی استراتژیک همان چیزی است که باعث می شود آمریکا بر اساس تمایلات و آرزوهای خود و نه شرایط واقعی، به قضاوت مسائل بپردازد؛ آمریکا از زمان آغاز جنگ در خاورمیانه تاکنون، خودش را مبلغ دموکراتیک، معلم حقوق بشر و پلیس بین الملل توصیف کرده و این در حالیست که بدنبال بحران مالی و واکنش های آشفته دولت آمریکا به اپیدمی کرونا، این کشور مکررا درگیر قضاوت های اشتباه استراتژیکی شده و فقط ننگ بر جای گذاشته است.

سلطه جویی های آمریکا در عصر مدرن از غارتگری های استعمارگرایانه و برتری انگاری های سیاسی این کشور جدا نبوده و همین روند، بدهی های سنگینی به این کشور تحمیل کرده است.

آمریکا در عصر معاصر با ادعای حمایت از دموکراسی باعث صادرات آشوب و جنگ در عراق، لیبی، سوریه، افغانستان و سایر کشورهای جهان شده که همه این ها فجایع انسانی و رشد تروریسم را بدنبال داشته است؛ از طرف دیگر، یک نژادپرستی سراسری، همه جانبه و مداوم و برتری انگاری نژاد سفید پوست در آمریکا وجود دارد؛ در چنین شرایطی، عملکرد آمریکا در حوزه های به اصطلاح حمایت از آزادی و برابری با ضعف های بسیار زیادی همراه بوده و کینه و نارضایتی های گسترده ای را بدنبال داشته است.

در شرایطی که آمریکا در عرصه های بین المللی و چند جانبه، بدنبال پیاده کردن شعار «اول آمریکا» است و خود را درگیر یکجانبه گرایی کرده است و نظم اقتصادی و سیاسی بین المللی را زیر پا می گذارد و با شتاب بدنبال این است که با متحدان خود به سرکوب و مهار چین بپردازد تا توجه عموم از تناقضات داخل آمریکا را منحرف سازد، انتقادات زیادی را به سمت خود جلب کرده است.

بدنبال آشکار شدن این چهره غلط آمریکا، درک این موضوع چندان سخت نیست که بدانیم واشنگتن با خودشیفتگی های استراتژیکی اش، درصدد ماست مالی کردن نقص های اجتناب ناپذیر تاریخی این کشور است که این روند،‌ باعث کاهش تدریجی و واقعی اعتبار و صلاحیت آن می شود؛ در چنین شرایطی باید تاکید کرد که این چین نیست که به آمریکا احترام نمی گذارد بلکه این خود آمریکاست که برای خودش و سایر کشورها هیچ ارزش و احترامی قائل نیست.

مک مستر تاکید کرده است که نتیجه چنین روندی این می شود که توازن قدرت بین المللی در حال تغییر در جهتی است که مطلوب آمریکا نیست آن هم در شرایطی که این تغییر تا حد بسیار زیادی توسط خود مقامات آمریکایی ایجاد شده است.

درحالیکه مقامات چینی مکررا به آمریکا توصیه کرده اند که دست از خودخواهی و منفعت طلبی بردارد، مک مستر نیز بر ضرورت بازسازی اعتماد به نفس در میان مقامات آمریکایی تاکید دارد.

فریدمن نیز بر این باور است که هدف از مقاله او این بوده است که آمریکایی ها را به این درک برساند که چین حقیقتا برای ایجاد زیرساخت های آموزش ملی و به کارگیری بهترین روش ها در تجارت و علوم و انتصاب افراد بر اساس شایستگی ها و صلاحیت هایشان هنگام دادن ترفیع به مقامات دولتی ارزش قائل است. فریدمن می گوید که «اگر ما نمی توانیم در این عرصه ها با چین برابر باشیم، در این صورت محکوم کردن چین نیز بی فایده خواهد بود».

«استفان والتر» استاد دانشکده «کندی» دانشگاه «هاروارد» نیز با انتشار مقاله ای در مجله «فارن پالسی» تاکید کرده است که آمریکا باید این نکته را درک کند که دورانی که آمریکا و متحدانش به تنهایی قوانین بین المللی را تعریف می کردند و دیگر کشورها باید از آنها پیروی می کردند، گذشته است و در آینده هیچ قدرتی باقی نخواهد ماند و قوانین بین المللی را می توان به صورت جداگانه تدوین کرد و در این بین، ظهور چین گزینه های بیشتری پیش روی سایر کشورها قرار داده است.

طبق برآورد فریدمن، آمریکا باید به این درک برسد که توسعه و پیشرفت چین مبتنی بر خود این کشور است و اشتیاق مردم چین برای داشتن یک زندگی بهتر و تمایل آنها برای جوان سازی ملی بزرگ هیچ ارتباطی به آمریکا ندارد و در این بین، نگرانی بیش از حد واشنگتن درباره اینکه آیا آمریکا مورد احترام چین هست یا خیر، نشان دهنده ضعف عزت نفس آمریکایی هاست.

آمریکا باید این حقیقت را درک کند که چین همواره یک سیاست خارجی مستقل با هدف ایجاد صلح را در جریان توسعه پایدار و دستاوردهای خود دنبال کرده است و راه های منطقی و راه حل ها و فرصت های زیادی را به جهانیان عرضه داشته است؛ در چنین شرایطی، محبوبیت چین و احترامی که جهان برای این کشور قائل است، روز به روز بیشتر می شود و علت آن نیز این است که چین این حقیقت را ثابت کرده است که موفقیتش هیچ ارتباطی به آمریکا ندارد و وابسته به این کشور نیست.

در این شرایط، اگر آمریکا بتواند به درک این نکته برسد که خودش باید برای خودش ارزش و احترام قائل باشد و باید یک وجدان پاک داشته باشد و به جهان نیز احترام بگذارد و نیازی به دیده شدن توسط کشورهای دیگر نداشته باشد، دیگر اینکه آیا چین برای آمریکا احترامی قائل است یا خیر، مشکل ساز نخواهد بود.

 

  • GMT+08:00
  • /