«اتحاد دموکراتیکی»؛‌ سرگرمی جدید دولت بایدن و بهانه ای برای مهار چین
  • 2021
  • 07/02
  • 20:57:52

«اتحاد دموکراتیکی»؛‌ سرگرمی جدید دولت بایدن و بهانه ای برای مهار چین_fororder_r1

در حالیکه «منافع» واژه های کلیدی دولت قبلی آمریکا محسوب می شدند، آنچه بدیهی به نظر می رسد، این است که دولت جدید آمریکا جایگاه ویژه و برجسته ای برای «ارزش ها» قائل شده است.

با در نظر گرفتن سخنرانی اخیر «جو بایدن» رئیس جمهور آمریکا با محور سیاست خارجی واشنگتن در وزارت امور خارجه این کشور و همچنین اقدامات فشرده تیم دیپلماتیک آمریکا بعد از به دست گرفتن قدرت، می توان دید که تمامی اینها حاوی یک پیغام مهم هستند؛ آن پیغام این است که اصلاح روابط واشنگتن با متحدان یک اولویت در دستور کار دولت فعلی آمریکا محسوب می شود و بازسازی اتحاد با دموکراسی یک ارزش اصلی و هدف ضروری برای دولت بایدن تلقی می گردد.

اما باید توجه داشت که در حقیقت، آنچه به اصطلاح «اتحاد دموکراتیک» نامیده می شود، مفهوم جدیدی نیست؛ اوایل سال 2008 میلادی بود که «دیوید گوردون» از مقامات وقت وزارت امور خارجه آمریکا برای اولین بار پیشنهاد تاسیس گروهی از ملت های دموکراتیک با هدف هماهنگی های بیشتر در مسیر پیشبرد استراتژی های مربوطه را مطرح کرد.

آمریکا در این برهه از زمان در حال اصلاح ترکیب قدیمی ساختار این گروه است و درک  هدف واشنگتن از اتخاذ این رویکرد، دشوار نیست؛ هدف آمریکا این است که نه تنها روابط «ترنس آتلانتیک» آسیب دیده را اصلاح کند بلکه متحدان آمریکا را جهت ترکیب نیروها جهت مهار چین، دور هم گرد آورد و این همان چیزی است که بایدن در سخنرانی سیاست خارجی اخیرش تلاشی نکرد که از پرداختن به آن پرهیز کند.

اما سؤالی که مطرح می شود این است که این اتحاد تا چه اندازه جذاب خواهد بود؟

کشورهای عضو اتحادیه اروپا سریعا در واکنش به سخنرانی بایدن، به بیان دیدگاه های خود پرداختند؛ در تاریخ 5 فوریه بود که «آنگلا مرکل» صدر اعظم آلمان اعلام کرد که اگرچه اروپا و آمریکا اجماع و اتفاق نظر زیادی با یکدیگر دارند اما اروپا همچنان به یک «سیاست مستقل در قبال چین» نیازمند است.

در تاریخ 4 فوریه بود که «امانوئل مکرون» رئیس جمهور فرانسه با بیان دیدگاهی مشابه مرکل، تاکید کرد که حتی اگر اتحادیه اروپا و آمریکا ارزش های مشترکی با یکدیگر داشته باشند، اما نباید با آمریکا علیه چین متحد شوند.

مجله «نیوز ویک» آمریکا نیز در گزارشی به بیان طرز فکر مشابهی پرداخت و نوشت این ایده که آمریکا یک اتحاد ارزشی ایجاد کند، برای اروپای معاصر جذاب نیست به ویژه اینکه چنین رویکردی با اغراق درباره اهمیت ایده های دموکراتیک در عرصه سیاست گذاری های خارجی اروپا همراه است.

«اتحاد دموکراتیکی»؛‌ سرگرمی جدید دولت بایدن و بهانه ای برای مهار چین_fororder_r2

در واقع، در عصر جهانی سازی، منافع تمام کشورها با یکدیگر در ارتباط است و اپیدمی ویروس کرونا جهان را عمیقا نسبت به درک اهمیت اتحاد و همکاری آگاه کرده است؛ حقیقت این است که حتی اگر بایدن به تنهایی بر ضرورت همکاری با چین تاکید داشته باشد، چرا سایر کشورها ترجیح داده اند که در حاشیه بایستند و به نفع آمریکا علیه چین وارد میدان نشوند و نهایتا به خودشان آسیب نرسانند؟

«جورج گواجاردو» سفیر سابق مکزیک در چین در این باره صریحا این سؤال را مطرح کرده است که «آیا ما از کشورها می خواهیم تا با اتحاد با آمریکا، فرصت حضور در چین به عنوان اقتصاد مهم و رو به شد جهان را از دست بدهند در حالیکه حقیقت ثابت کرده است که آمریکا یک شریک غیر قابل اعتماد است؟»

اهمیتی ندارد که تعریف دولت فعلی آمریکا از دموکراسی چیست چرا که نهایتا نمی تواند تمامی ناآرامی های حاکم در جامعه آمریکا را مهار کند؛ دو قطبی های سیاسی، حزب‌گرایی های پیوسته، شکاف های اجتماعی و بیماری های نژادی و تبعیض آمیز و شورش در کنگره آمریکا همگی ثابت می کنند که دموکراسی در حال سقوط و انحطاط آمریکا با روی کار آمدن یک دولت جدید توجیه و رفع و رجوع نخواهند شد.

«جوزف استیگلیتز» برنده جایزه نوبل اقتصاد بر این باور است که نظام دموکراتیک مردم محور آمریکا همانطور که لینکلن نیز به آن اشاره کرده، به نظام رضایت 1 درصدی مردم تبدیل شده است.

باید توجه داشت که حتی افکار عمومی در آمریکا نیز از اینکه این کشور در جهان امروز اعتبار خود را در جهان غرب از دست داده است، متاسفند؛ روزنامه آمریکایی «واشنگتن پست» اخیرا در گزارشی این سؤال را مطرح کرده است که: «چرا متحدان باید به دولت آمریکایی که نمی تواند اپیدمی را مدیریت کند و کنگره ای که به تازگی یک شورش را پشت سر گذاشته است، باور داشته باشند؟»

شیوع ویروس کرونا ماهیت «اتحاد پلاستیکی» بین آمریکا و اروپا را به طور کامل برملا کرد؛ با در نظر گرفتن مانع تراشی های آمریکا و اروپا در مسیر تلاش های یکدیگر برای دسترسی به تجهیزات ضد اپیدمی کرونا و از طرف دیگر بحث میان آمریکا و اروپا پیرامون واکسن کووید-19، می توان به خوبی نتیجه گیری کرد که آنچه به اصطلاح «اتحاد ارزشی» نامیده می شود، در واقع ماهیت خودخواهانه و تنگ نظرانه حاکم بین آمریکا و اروپا در شرایطی که پای منافع آنها در میان باشد را برملا کرده است و این امر نشان می دهد که اتحاد ارزشی با در نظر داشتن اهداف ژئوپلیتیکی صرفا یک شعار طنین انداز است و شبیه رعد و برق شدیدی است که صدایش بلند است اما پس از آن باران اندکی می بارد!

در این دنیا، حتی دو کشوری را نمی توان یافت که شبیه یکدیگر باشند و یا فرهنگ تاریخی و سیستم اجتماعی مشابهی داشته باشند؛ تنوع در این بین یک واقعیت عینی است و درگیر شدن در دایره ای کوچک از ارزش ها صرفا بشر را به سمت تقابل و نفرت سوق می دهد.

همانطور که «هنری کیسینجر» وزیر خارجه اسبق آمریکا نیز تاکید کرده است، تشکیل اتحادی که هدف از آن حمله به کشوری خاص باشد، اقدامی غیر عاقلانه است؛ باید توجه داشت که کنار گذاشتن تعصبات ایدئولوژیکی و مدیریت اختلافات و تمرکز بر همکاری، همان چیزی است که مردم جهان خواستار آن هستند.

  • GMT+08:00
  • /