CRI Online

هفتۀ سینمای آسیا در چارچوب گفتگوی تمدنهای آسیا

GMT+08:00 || 2019-05-15 14:49:02        cri
گفتگو با مجید مجیدی، نشان سینمای ایران در چین

این اواخر رفت و آمدش به چین و مشخصاً شهر پکن متواتر شده است. آخرین باری که در پکن حضور داشت توافقنامه ای سینمایی با طرفهای چینی برای همکاری در ساخت فیلمی مشترک و مشخصاً فیلمی ساخته شده در چین امضاء کرده و هر بار حضورش در چین توجه رسانه ها را به سوی خود جلب می کند.

غیر از بچه های آسمان که از قبل در آموزشگاههای عالی چین تدریس می شد، اخیراً چند فیلم دیگر هم به این فهرست افزوده شده و می توان گفت شهرت و اعتبار مجید مجیدی در چین به خاطر فیلمهای کودک و انسان محورش چنان است که می شود و ارجح است از او به عنوان گذرنامۀ ایران استفاده کرد.

روز سه شنبه 24 اردیبهشت/ ثور، 14 مه هم بعد از مصاحبۀ رسانه های محلی چینی در یک هتل، سرانجام نوبت ما از بخش فارسی رادیو بین المللی چین می رسد.

وارد اطاق که می شویم با لبخند و روی خوش استقبال می کند. همکارمان لیو تینگ (مهری) که از صبح زود کار ترجمۀ گفتگو با رسانه های محلی را بر عهده داشته، حضور دارد. اولین بار است که مجید مجیدی را از نزدیک دیدار می کنم. پس گرفتن سلفی در اول کار از واجبات است.

دلیل حضور این بار مجیدی مجیدی در پکن، برگزاری هفتۀ فیلم در قالب نشست بزرگ و مفصل گفتگوی تمدنهای آسیایی است. در این هفتۀ فیلم هنرمندان سینمایی بزرگ آسیا از جمله یامادا یوجی (ژاپن)، جکی چان (چین)، چن کایی گه (چین)، عامر خان (امیرخان) (هند)، امیر بایگازین (قزاقستان) و غیره نیز حضور دارند.

- گفتگوی تمدنها در تقویت مبادلات مردمی بین کشورها نقش مهمی دارد. به نظر شما با چه روشهایی می شود این گفتگو را پیش برد و تقویت کرد؟

- به نظر من اصلیترین موضوع و دغدغۀ جامعۀ امروز مسألۀ گفتگوها است و در واقع گفتگو حلقۀ مفقودۀ ارتباطات در جامعۀ امروز است. ما در دنیایی زندگی می کنیم که ارتباطات و دنیای مجازی اهمیت روزافزونی پیدا کرده و مورد توجه است. از آنجایی که دنیای امروز دچار بحرانهای بزرگ و زیادی است. گفتگوی تمدنها اهمیت بالایی دارد می تواند شفافیت زیادی به ارتباطات بدهد، ملتها را نزدیکتر کند. ابتکار آقای شی به خصوص از این نظر مهم است که آسیا مهد و مرکز تمدنهای بزرگ است و تمدنها زیربنای فرهنگ و اقتصاد و مسائل انسانی دیگر هستند. عرصۀ هنر به این امر می تواند کمک بسیاری بکند و در این میان فیلم و سینما نقش مهم و تأثیرگذاری داشته باشد و قلۀ این حرکت باشد. هم در قالب تولیدات ملی و فرهنگی هم در قالب تولیدات مشترک. این فعالیتها می تواند بخشی از احیاء جادۀ ابریشم باشد که تأثیر زیادی در تبادل فرهنگی و اقتصادی داشته و احیاء آن می تواند کمک زیاد و دوباره ای به همان رویه بکند و دنیا را به سمت ثبات پیش برد. مخصوصاً در زمانه ای که دنیای غرب و به خصوص آمریکا روز به روز دنیا را به سمت بی ثباتی و جنگ افروزی هدایت می کند. دنیای امروز به این ثبات نیاز دارد.

- به زبان سینما اشاره کردید. از زمانی که من به چین آمده ام حدود نود درصد چینیهایی که ایران را می شناسند از طریق فیلم شما فیلم بچه های آسمان است که باعث افتخار هر ایرانیست.

- بله، سینما یک سفیر بدون مرز است و ارتباط مستقیمی با آحاد و نسلهای مختلف مردم برقرار می کند. فیلم بچه های آسمان بیست یک یا دو سال پیش ساخته شده و خیلی از بچه های نسل امروز از این فیلم جوان تر هستند. در سفر قبلی که به چین آمده بودم، گروهی از شانگهای برای دیدن من آمده بودند، فقط برای این که بعضی از آنها دو بچه های حدود هشت ساله و ده ساله داشتند و عاشق این فیلم بودند و می خواستند کارگردان فیلم را از نزدیک ببینند. این نشاندهندۀ تأثیر و اهمیتی است که سینما می تواند ایجاد کند. به من گفته شده که حدود شصت تا هفتاد درصد مردم چین این فیلم را تماشا کرده اند. اهمیت آن در این نیست که فیلم را من ساخته ام، بلکه می خواهم به اهمیت و تأثیری که زبان سینما می تواند داشته باشد، اشاره کنم.

- درست مثل ما ایرانیها که چین را بیشتر با فیلمهای چینی می شناسیم.

- دقیقاً. ملتها به خاطر ارتباطات فرهنگی و هنریست که یکدیگر را می شناسند و مهمترین و آسانترین و در دسترسترین این ارتباطات از طریق زبان سینما است که ایجاد می شود.

- از سال گذشته به این سو تماس شما با محافل فیلم و سینمای چین زیاد شده و همانطور که اشاره کردید برای ساخت کار مشترک به توافقهایی رسیده اید. در داوری جشنوارۀ بین المللی فیلم پکن هم حضور داشتید. این همکاری قرار است چگونه ادامه پیدا کند؟

- این ارتباط از سالهای دور وجود داشت. سال 2008 نخستین حضور من در چین و پکن بود که طی آن فیلم کوتاهی دربارۀ پکن ساختم. کارگردانهای دیگری نیز فیلم کوتاهی با همین موضوع ساختند که از ایران من حضور داشتم. بعد از آن مدتی وقفه افتاد. از طرفی فیلم بچه های آسمان در دانشگاههای چین مورد توجه بوده و تدریس می شده و در سفر قبلی من به چین فیلمهای رنگ خدا و باران هم به آن اضافه شد. از طرفی به خاطر ارتباطات فرهنگی که از دیرباز بین ایران و چین وجود داشته، من را بر این داشت که برای تقویت بنیان این حرکت در ساخت فیلمهای مشترک و فیلمهایی که در چین ساخته شده باشد، مشارکت کنم. ما توافقنامه ای با سینمای کودک پکن امضاء کردیم که امیدواریم تا سال 2024 یا 2025 به نتیجه برسد و پلی بین سینمای ایران و چین ایجاد کند. امیدوارم از سال آینده ساخت اولین فیلم را در چین شروع کنیم.

- از تدارکاتی که برای برگزاری کنفرانس گفتگوی تمدنها انجام شده روشن است که دولت چین اهمیت بسیاری به این گفتگوها می دهد. انتظار شخصی شما از دستاوردهای این کنفرانس در حوزۀ سینما چیست؟

- مراسم و برنامه های زیادی تحت عناوین مشابه در خیلی جاهای دنیا برگزار می شود، ولی وجه تمایز چین این است که شخصاً چین را پای کار و مرد کار دیدم. استنباط من این است که حرکتی که چین تحت رهبری رئیس جمهور شی جین پینگ شروع کرده نشان داده که در عرصه های مختلف موفقیتهای زیادی کسب کرده است. ده سال پیش که اولین بار به چین آمدم و اولین تصویری که از چین در ذهنم مانده بود، با دفعات بعد و این باری که از چین بازدید کردم، بسیار متفاوت است و نشان می دهد که در طول تمام این سالها چین سرگرم کار بسیار بزرگی بوده و دستاوردهای زیادی حاصل شده و نشان می دهد دولتمردان چین عزم جدی دارند. معتقدم برگزاری گفتگوی تمدنهای آسیای در حد شعار و حرف نیست و برای آن برنامه های اجرایی جدی وجود دارد.

- پس به همکاران و هنرمندان دیگر ایرانی هم توصیه می کنید چین و روند پیشرفت آن را در رشته ها و حوزه های خود پیگیری کنند؟

- معتقدم این فعالیت و کارهای تبادلاتی از قبیل تبادل دانشجوهای سینما بین دو کشور ایران و چین می تواند در پیشبرد اهداف گفتگوی تمدنهای آسیایی بسیار مؤثر باشد.

- سینمای بسیاری از کشورهای دنیا در انحصار سینمای غرب و بالاخص هالیوود است که نه دید خوبی نسبت به چین دارد نه به ایران. آیا برگزاری هفتۀ فیلم و سینمای آسیا در چارچوب گفتگوی تمدنهای آسیایی می تواند باعث شود که نسبت آشنایی کشورهای آسیایی با صنعت سینما و آثار سینمایی یکدیگر مثلاً ده یا بیست برابر بشود؟

- بله. هم به جهت کیفی هم به جهت کمی. در سینمای غرب هالیوود سالیان سال است که سیاستهای مشخصی را در استراتژی خود دارد؛ و آن این است که بسیاری از دیدگاههای سیاسی و اقتصادی و اطلاعاتی خود را از طریق سینما بر ما تحمیل و دیکته کند تا منجر به فتح قله های فرهنگی و اقتصادی و سیاسی جهان شود. برای تأثیرگذاری در این حجم و اندازه از صنعت سینما به خوبی در راستای اهداف خود سود برده است. متأسفانه کشورهای آسیایی در این زمینه ابتکار عمل را در دست نداشته اند و همیشه بازتاب دهنده و استفاده کننده از تولیدات و فعالیتهای آنها بوده ایم و از ارزشهای فرهنگی خودمان خوب دفاع نکرده ایم. این از جهتی به دلیل نبود یا کمبود ابزار و امکانات بوده است. ولی امروزه خوشبختانه ابزار و امکانات همزمان با پیشرفت فناوری، ابزارهای بسیار پیشرفته و در مقیاس گسترده ای در اختیار بسیاری از کشورها هست. از جمله آنطور که شنیده ام در چین به تنهایی حدود شصت هزار پردیس سینمایی وجود دارد. این فرصت و امکان بزرگی هم برای چین هم برای سینمای آسیا است. بنابراین اگر مثلاً دولت چین از حدود 30 درصد سهم سینمای آمریکا کم کند و مقداری مثلاً 10 درصد در اختیار سینمای کشورهای آسیایی قرار دهد، چنین اقدامی هم به جهت فرهنگی هم به جهت اقتصادی می تواند سطح فرهنگ و تبادلات کشورهای آسیایی را ارتقاء و رشد دهد. این بازار بزرگ که سهم بزرگی از آن را کشورهای غربی و آمریکا استفاده می کنند، می تواند برای آشنایی کشورهای آسیایی با یکدیگر مورد استفاده قرار گیرد تا آینده ای نزدیکتر و مستحکمتر بین فرهنگها و تمدنهای آسیایی ایجاد شود.

ابتکار عمل چین در این راستا می تواند کشورهای دیگر را هم همسو کند. کافیست که اعتماد به نفس لازم به دست بیاید و هم این که جنبۀ اقتصادی سینمای آسیا هم تقویت شود. به هر حال بخش مهمی از سینما، صنعت و جنبۀ اقتصادی آن است که در کنار جنبۀ هنری آن حائز اهمیت زیاد است. این جنبه به خصوص برای کشورهای ضعیف از لحاظ اقتصادی یا استعدادهای جوان در حوزۀ سینما اهمیت بیشتری هم پیدا می کند.

با توجه به توانی که هنر و صنعت سینما در معرفی کشورها و فرهنگها از خود ثابت کرده، به نظر من سینما می تواند مرکز ثقل فعالیتهای مختلف گفتگوی تمدنها باشد. زیرا یک زبان بین المللی است و ارتباط مستقیمی با میلیونها مخاطب در آن واحد برقرار می کند.

- آقای مجیدی از این که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید، سپاسگزارم.

اخبار مرتبط
پیام شما
رسانه ها
برگزیده ها
خبرهای تصویری
بشنوید
ببینید