تطابق شگفت انگیز مسیر جنگ و خونریزی و تجزیه در جهان با مسیر دفاع از حقوق بشر امریکا
  • 2021
  • 08/04
  • 16:55:39

عجیب است که همیشه مسیر دفاع از حقوق بشر امریکا روی مسیر توسعه کشورها و مناطق می افتد. خاورمیانه بعد از خسارتهای دو جنگ جهانی با تلاش رهبران و مردم کشورهایش به سرعت در حال شکوفایی و رشد بود که ناگهان فریادهای حقوق بشر از رسانه های غرب به هوا خاست و شورش و آشوب و فتنه های کوچک و بزرگ را تا انقلابهای چدنی و سربی و مخملی و جنگهای چندین دهه ای خانمانسوز ارتقاء داد، اما مادام که نفت و ثروت خاورمیانه به سمت غرب روان بود، کسی داد مردمش را نداد. افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، مصر، تونس، یمن...

تطابق شگفت انگیز مسیر جنگ و خونریزی و تجزیه در جهان با مسیر دفاع از حقوق بشر امریکا_fororder_1127140703_16142740942971n

مدتی گذر مسیر دفاع از حقوق بشر امریکا به شوروی و شرق اروپا افتاد که آثار حقوق دریافتیش را در چند نسل از مردان و جوانان ناامید، بیکار، معتاد و زنان بی سرپرست تن داده به سخیفترین وضعیت و بچه های یتیم و بی صاحب، کشورهای فقیر و بی سامان و بی آینده که آنها هم قربانی تجزیه طلبی و جنگ و درگیری با یکدیگر شدند میتوان دید. یوگسلاوی، اوکرایین، گرجستان و هر کشوری که امریکا در آن پایگاه نظامی، آزمایشگاه زیست شناسی نظامی و زندان و شکنجه گاه مخفی دارد...

حالا گذر مسیر دفاع از حقوق بشر امریکا «تصادفا و اتفاقاً» به مسیر کمربند و جاده افتاده است و غیر از کشورهای همکار و طرف قرارداد با چین که از سویی تحت فشارهای تحریمی برای همکاری با امریکا هستند و از سویی برای همکاری با چین و روسیه و یکدیگر نیز تحت فشار و تحریم قرار میگیرند، شین جیانگ تنها یکی از این مناطق است و از این لحاظ که در مسیر پیشنهاد کمربند و جاده و روند سریع توسعه قرار دارد، برای امریکا و غرب با هیچکدام از دیگر مناطق مسیر طرح فرقی ندارد.

اما همه گیری کرونا به عنوان معضلی برای کل بشر بدون توجه به مرز و قدرت نظامی و نژاد و قدرت مالی، بسیاری از ادعاهای مدعیان را پوساند و به جایش واقعیت پر چین و چروک زشت و پر از عیب و بیماری یک چهره بزک شده را در میدان دهکده جهانی رسوا کرد.

اغراق نیست اگر بگوییم طی چندین دهه گذشته هر سخنرانی دفاعی مقامات و رسانه های غرب از حقوق بشر، خود به سلاحی برای کشتار جمعی تبدیل شده است. اگر زبان منطق کافی نیست و حرفه ای گری غرب و رسانه هایش در فراموشاندن هر بحرانی با بحرانی نو و قطع رابطه نسلها و جلوگیری آنها از یادآوری مشکلات و بحرانهایی که هر یک در نتیجه سیاستهای ریاکارانه غرب کشیده اند، همچون ضربات سهمگین یک مشتزن بیرحم فرصت اندیشه نمیدهد، شاید این چرخه معیوب را کودکی بشکند و جهان را با فریاد صادقانه «پادشاه لخت است» از این وضعیت یاوه خارج کند.

تصور غرب این است که با کشاندن چین به دام سیاستهای خود میتواند همان کاری را با چین بکند که با آن کشورهای «گرفتار در باتلاق دمکراسی امریکایی» کند و چین را به بهانه «مسأله شین جیانگ» در مقابل مسلمانان جهان قرار دهد، یا اینکه چین را مغرور از پیشرفت و توسعه سریعش، در برابر جهانیان سلطه جو و توسعه طلب جلوه دهد و در جهت سرکوبش یارگیری کند و گام بردارد؛ حال آنکه چین نه افغانستان است نه لیبی نه عراق، بلکه خود دارای جمعیت نسبتاً بزرگی از مسلمانان و اقوام مختلف است که از توان بالقوه و بالفعل آنها برای پیشرفت و توسعه خود و مناطق زندگی آنان به ویژه در مسیر طرح کمربند و جاده استفاده میکند. همانطور که رهبران چین بارها تأکید کرده اند، سیاست اصلاحات و گشایش نه تنها پسرفت نخواهد کرد، بلکه چین درهای خود را هر چه بیشتر به روی خارج باز خواهد کرد.

نویسنده: مجتبی پویا

  • GMT+08:00
  • /